|
پنجم بهمن ماه 1386 در بی نهایتِ ناباوری پرواز کسرای نازنین مان را نظاره گر شدیم کسرای عزیز ، یار و همراه وفادارمان در گروه گوگوش آرت کسرای مهربان مان با عشق به هنرمندی پرواز کرد که زیباتر از همه می دیدش عاشق راستین خانم گوگوش کسرای جوان مان کسرای بیست ساله و تصادف لعنتی بیست سال اندک فرصتی ست برای زنده گی کردن بسیار اندک حیف ... حیف کسرا جان دلم تنگه برات دلم تنگه برات بغضم را به واژه های "شاملو" می سپارم و تو را می بینم:
"مجال بی رحمانه اندک بود و واقعه سخت نا منتظر از بهار حظّ ِ تماشایی نچشیدیم، که قفس باغ را پژمرده می کند از آفتاب و نفس چنان بریده خواهم شد که لب از بوسه ی ناسیراب برهنه بگو برهنه به خاک ام کنند سراپا برهنه بدان گونه که عشق را نماز می بریم،- که بی شایبه ی حجابی با خاک عاشقانه درآمیختن می خواهم." " آنسه "
دوباره باز دوباره واژه های بغض آلود "شاملو" از طرف "نوید شادپور" به کسرای عزیز
پر از غروب شده ام وا کنید پنجره ها را که آفتاب بروبد غبار آیینه ها را در این سکوت لبالب به من پناه ده ای عشق به من که باختم امشب تمام قافیه ها را امید داشتم اما شتاب حادثه نگذاشت که وقف چشم تو باشم تمام ثانیه ها را به خط آه به لحن عزا به لهجه ی غربت به سبک گریه نوشتم کتاب مرثیه ها را در این همیشگی باد کجاست آتش فریاد که تا همیشه بسوزد سکوت حنجره ها را چه سرنوشت غریبی دلم گرفته برایت
رُزا - مدیر گروه گوگوش آرت کسرا جان سلام! از اين دنيا ایميل می فرستم! حال همه ی ما خوب خوبه فقط تو رو کم داريم کسرا! اين رسمش نبودها! تو که هميشه با ما بودی! اينجورياست؟ ببين! اون روزی که گفتی می خوای بری تا گوگوش رو ببينی باور کردم! اون روزی که گفتی به احتمال 95 درصد ميری! دارم به اون 5 درصد باقی مونده ی لعنتی فکر می کنم... 1، 2، 3، 4، 5 به اندازه ی انگشت های يه دسته... اما عددها چه اهميتی دارند وقتی که تو بخوای؟ تو علم رياضی رو هم مثل ما شوکه کردی پسر خوب! کسرا جان آقای V I P ! دارم می بينمت 7 فروردين 87 نشستی رديف اول گوگوش می خونه تو گوش ميدی هجرت شب سپيد پُل گل بی گلدون باورکن نجاتم بده غزل شيشه ای حتا سکينه دايی قزی رو هم می خونه کسرا! تو هستی همين جايی پيش ما! ياد تو هميشه با ماست... " رُزا "
مرضیه از گروه گوگوش آرت
"مرضیه"
|
|
copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved |