|
تقدیم به کسرا ی عزیز از طرف : سارا
به دادم برس ای اشک ، دلم خیلی گرفته نگو از دوری کی ، نپرس از چی گرفته منو دریغ یک خوب به ویروونی کشونده عزیزمه تا وقتی نفس تو سینه مونده تو این تنهایی تلخ ، منو یک عالمه یاد نشسته روبرویم کسی که رفته بر باد کسی که عاشقانه به عشقش پشت پا زد برای بودن من ، به خود رنگ فنا زد چه دردیه خدایا نخواستن ، اما رفتن برای اون که سایه س همیشه رو سر من کسی که وقت رفتن ، دوباره عاشقم کرد منو آباد کرد و خودش ویروون شد از درد به دادم برس ای اشک ، دلم خیلی گرفته نگو از دوری کی ، نپرس از چی گرفته... "اردلان سرفراز"
روز روشن میره باز شب می رسه غم میاد به هر دری سر می زنه مگه می شه چشامو هم بذارم وقتی غم قلبمو خنجر می زنه با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره بذار امشب بخوابم بذار امشب بخوابم نمی دونی که شبا چی میگذره چشمای دنیایی را خواب می بره غم تو باز تو شب تو دلم جون می گیره خوابُ از چشمای پُر آب می بره با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره بذار امشب بخوابم بذار امشب بخوابم چشمه ی چشمای تو دریای آب چشمای خسته ی من دنیای خواب با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره برق اون چشمای مست دیگه زا یاد نمیره بذار امشب بخوابم بذار امشب بخوابم "ایرج جنتی عطایی"
دلم امشب پُر درده باز دلم یاد تو کرده روی گونه های سردم دونه دونه اشک سرده نمی دونی تو بدون توی چشمام تو بخون یادته اون شب آخر زیر باد و برف و بارون تو شکستی عهد و پیمون نمی دونی تو بدون توی چشمام تو بخون دل من شب که می شه باز تو رو بونه می گیره توی کوچه ی دلم عشق تو خونه می گیره روزا دل گریه و زاری می کنه تو رو می خواد بیقراری می کنه نمی دونی تو بدون توی چشمام تو بخون "مسعود امینی"
آدم خیلی حقیره ، بازیچه ی تقدیره پُل بین دو مرگه ، مرگی که ناگزیره حتا خود تولد آغاز راه مرگه حدیث عمر و آدم ، حدیث باد و برگه آغاز یک سفر بود وقتی نفس کشیدیم با هر نفس هزار بار به سوی مرگ دویدیم تو این قمار کوتاه ، نبُرده هستی باختیم تا خنده رو ببینیم از گریه آینه ساختیم آدم خیلی حقیره ، بازیچه ی تقدیره پُل بین دو مرگه ، مرگی که ناگزیره فرصت همین امروزه برای عاشق بودن فردا می پرسیم از هم ، غریبه ای یا دشمن ای آشنای امروز ، عشق منو باور کن فردا غریبه هستی امروزُ با من سر کن تولد هر قصه ، یه جاده ی کوتاهه اول و آخر مرگه ، بودن میون راهه اگر چه عاجزانه تسلیم سرنوشتیم بیا با هم بمیریم شاید یه روز برگشتیم آدم خیلی حقیره ، بازیچه ی تقدیره پُل بین دو مرگه ، مرگی که ناگزیره "اردلان سرفراز"
با سپاس بیکران از "نوید شادپور" عزیز
|
|
copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved |