|
| |||||
|
«دل نوشته ای بر آلبوم شب سپید»
رو پوست شب اسم تو رو خالکوبی کرده دستم
نوشته ی : فـواد مدیر سایت «راه من»
مهرداد آسمانی عزیز! پیش از آن که از شب سپید بنویسم از تو مینویسم که حتا اگر تمام عالم با تو دشمن شوند من تو را ستایش میکنم.
آنهایی که از حضور تو در کنار گوگوش ناراحت اند دلایل شان کمی مغرضانه و سلیقهای ست. البته به آنها خردهای نمیگیرم چرا که این حق را به آنها میدهم که ازملودی وصدا وکارتو خوش شان نیاید. اما اگر کمی تامل کنیم چه کسی است که ملودیهای جاودانهی تو را فراموش کند،به خصوصآلبومهای اخیر را جادوی عشق ، کیو کیو بنگ بنگ ، آخرین خبر ، عکس فوری ، مانیفست و حال هم که شب سپید.
عدهای میگویند گوگوش باید با بزرگانی چون حسن شماعیزاده، سیاوش قمیشی، فرید زلاند و اسفندیار منفردزاده کار کند. منفردزاده را که فاکتور میگیریم چون خود نیست در هیاهوی موسیقی این روزها ... اما بگویید چه کسی کار ماندگار تازهای را ساخته است؟ برای تنظیم باید قبول کنیم که دیگر «واروژان» تکرار نمیشود باید به همین جوانها اعتماد کنیم.
شب سپید اثر ماندگار دیگری است از همیشهی ترانه شهیار قنبری که سر و ته نوار است. آلبومی که کلامهای تازهاش از شهیار قنبری است با ملودی مهرداد آسمانی، تنظیم اندی جی و صدای گوگوش و مهرداد. سه کار ترکیبی در این آلبوم است که یک مِدلی بینالمللی است و مِدلی همصدا و مِدلی نیلوفر آبی از کارهای گذشتهی گوگوش و مهرداد و یک ریمیکس از آهنگ طلاق کاری از «اندی جی».
سبک جدیدی از ترانهخوانی «گوگوش» با ملودی متفاوتی از «مهرداد». همهی آن چیزی است که «شهیار» ما را به شک کردن فرا می خواند وقتی خرافهها برای ما تبدیل به واقعیت شده است. این جاست که ترانه مال مردم است.
ویدیوی زیبای این اثر کاریست از «سیروس کردونی» و چه زیبا تصویرسازی میکند با فرشتههای دروغین، وقتی برای زندگی آدمها میدان جنگ میسازند و آنها را بازی میدهند.
انصافن که ملودیهای مهرداد به ترانهها وفادار مانده است.
جنگل شش و هشت این روزهای ماست وقتی میگفتیم از این بدتر نمیشود و خود به خود از این بدترش کردیم ، چه در داخل و چه در خارج ، وقتی پای روضههای مردمفریبی ، نقل و نبات بمبهای جیبیست ، ماهوارهی بالادست در آب میافتد و میشکند. من چه بگویم وقتی «شهیار» کلام را در این ترانه به اوج رسانده است.
Love Story است و جز صدای «گوگوش» کسی نمیتواند زیبایی آن را بیان کند.
بوسههای پیادهرو یک عاشقانهی ریتمیک است. از شنیدن آن سیر نمیشوید وقتی تصویرهای عاشقانه با ملودی دوستداشتنی و صدای «مهرداد» هماهنگ شده است. چه قدر آدم دلش میخواهد این ترانه را در پیادهروهای ایران نقش بازی کند اما:
مگر میتوان صدای گوگوش را فراموش کرد وقتی همسفر، غریبه آشنا، من و تو، کوه و همصدا را خوانده است. تنظیم جدید این آهنگ ها تر و تازگی خاصی به آنها بخشیده است ترانهها از «ایرج جنتی عطایی» و «اردلان سرفراز» است.
نکتهای که مهرداد در آهنگ سازی این اثر از آن غافل نشده تکرار نشدن اثر جاودانهی واروژان و فرهاد است چه اگر این کار صورت میگرفت که دیگر این اثر جذابیت تازهای نداشت. اما ریتم جدید مهرداد علاوه بر این که در راستای ترانه است خود را از هفتهی خاکستری متمایز ساخته است.
باز هم تک تک واژههای شهیار ستودنی است و باز هم به جمعه که میرسد دلتنگی است: جمعه از لهجهی دریا خیس خیس
نقطهی اوج این آلبوم دوستداشتنی عاشقانهی آرام و تاثیرگذار شب سپید است. کلام شهیار، صدای گوگوش، ملودی مهرداد و تنظیم اندی جی اثری ماندگار را رقم میزند که در آن پایان روز سیاه ، شب سپیدی است که عشق به عشق میرسد. آهنگ از همان شروع شنونده را در خود غرق میکند و کلام میبارد:
یکی از ترکیبهای تازهی شهیار واژهی «گریهکباب است» که بعضیها را خوش نمیآید به راستی شما از اشکهای سرخ شده در ماهی تابه ، چه ترکیبی میساختید؟
و تفاوت خواننده این جا مشخص میشود و در آخر این دلبازی زخمی تنهایی برای عاشق تنها مثل دانهی سرخ انار پُر وسوسه و زیباست که هم چنان چشم به شب سپیدی عاشقانه دارد.
کوچهی لخت با صدای «مهرداد» یک عاشقانهی منفیست که زیبا نوشته و اجرا شده است. پس از پایان عشقی اجارهای کلید خانه به دست باد سپرده میشود و کوچهی لخت به بچههای پاپتی میرسد. لحظههای که در ترانه میآید را میتوانید در هنگام ترک عشق تصویرسازی کنید و مثل یک فیلم نگاه کنید. از این دست ترانهها در کارهای «شهیار» کم دیده بودیم یا ندیده بودیم یا من خاطرم نیست!
آهنگهای ماندگار را به صورت ترنس داشته باشند.
آهنگی است که دوستش دارم نه تنها به خاطر این که این چهار آهنگ را پیش از این دوست داشتم که تنظیم این اثر هم در نوع خود شنیدنی است. ترانههای این آهنگ از مسعود فردمنش (گل) ، محمد صالح علاء (نیلوفر آبی) و زویا زاکاریان (فاصله و دست من نیست) میباشد که هر یک به تنهایی هم دوستداشتنیست.
فقط به خاطر این است که لذتی را که از شنیدن شب سپید بردم با شما شریک شوم. امیدوارم این اولین آلبوم سال جدید، نویدبخش آلبومهای پُربار موسیقی باشد اما نظراتی که از روی عجله با توهین همراه میشود اصلن ارزش تامل ندارد چه برای دوستداران اثر چه برای آفریننده گان اثر. در آخر برای آنهایی که تغییر سبک و آهنگهای «گوگوش» را برنمیتابند و فکر میکنند گوگوش پیش از انقلاب تمام شده است بگویم که خیلی از ماها در خاطرات مان یخ زدهایم. شاید اگر «گوگوش» سالها در تبعید صدا نبود این گونه به نظر نمیآمد تغییرات. همهی خواننده گان ما تدریجی تغییر کردهاند مثل همهی هنرمندان جهان. اما «گوگوش» در دورهی جدید فعالیتش، آهنگی نخوانده که من دوست نداشته باشم.
«فواد» بیست وششم فروردین ماه 1387 خورشیدی
| |||||
|
copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved |