آفتابی

 

نوشته ی : سیامک . ش

 

 

ترانه : شهیار قنبری

ملودی و تنظیم : مهرداد آسمانی

صدا : گوگوش

آلبوم : مانیفست

سال: 2005 میلادی

 

 جاي خوشحالی ی بسیار است كه شنونده ی ترانه ی زيبای آفتابی از آلبوم بسيار شنیدنی ی  مانيفست هستم .

 ترانه آفتابی را به اين دليل سر آمد ترانه های اين آلبوم می دانم كه پيام شاعر تنها يك جمله است: مثبت باش و از افكار

 منفی و مخرب بپرهيز!

 اين تنها چيزی ست كه جامعه ی امروز ايران به آن محتاج است. صد البته در جامعه غم زده و ملول امروز، مثبت بودن يا

 همان شاد زيستن ،  امری دور از ذهن است چرا كه تمام مردم از صبح تا شام درگير لقمه نانی هستند تا شرمنده خانواده

 نباشند.

 خود من در لحظاتی كه در اين جامعه برای يك كار اداری و دانشگاهی كوچك راه به جايی نمی بردم آن قدر نا اميد می شدم

 كه بغض گلويم را می فشارد.

 اما هنگامی كه شاعر عزيز آقای شهيار قنبری اين شعر را سرود و صدای زيبای گوگوش به آن روح داد، ترانه آفتابی همدم

 دردهايم شد:

 

چه كار به كار شب داری؟ بذار تا خوابش ببره

ماه اگه بيداره ولی ، پلك ستاره می پره

چه كار به سايه ها داری؟ كه لحظه ها رو كش ميرن

مراقبان بی خطر احساس آرامش ميدن

 

 شب، سايه، همان ظلمت و تاريكی و در واقع كنايه از ظلم و ستم است كه ما هر روزه كه از خواب بيدار می شويم به جای

 ديدن يك روز آفتابی با همان شب رو به رو می شويم. البته اين طور استنباط می كنم كه شاعر بی تفاوتی را توصيه كرده

 شايد احساس بی تفاوتی تا حدی تسكين دهنده جسم باشد اما روح نيست.

 ولی همه چيز ممكن است اگر خودمان بخواهيم. فقط كافی ست بدانی كه خواستن توانستن است. درگيری بيش از حد

 فكری روزانه، چهرهای عصبی و خسته و به تعبير شاعر «زمستونی» به مردم داده است.

 روزگار خوش زندگی، ايامی كه انسان در دوران بچه گی در اوج لذت و بی خبری بود، روزگار شاد و سراسر آزادی قبل از

 ظلم برای انسان جز يك عكس رنگ و رفته چيزی باقی نگذاشته است.

 

چشم تو از فكرای بد ابر زمستونی شده

 شهر فرنگ بچه گی يه گوشه زندونی شده

 

 شاعر دوباره با تاکید همانند بسياری از ابيات اشاره به اين دارد كه خواستن توانستن است. فقط كافی ست كه دلت

 بخواهد. به همين منوال فكر گذشته از دست رفته، قصه هاي پريروز، لحظات بودن و نبودن كه همه اين ها مقصود شاعر

 را در تعريف كلمه ی نااميدی، ياس، و شرايط حاكم  را مي رساند، تنها مايه عذاب است وبس. پس بهترين رمز موفقيت

 زيستن در اكنون جاودانه است (1)

  واين تنها راه مبارزه است،چيزی كه شاعر می خواهد.

 اميدوارم كه مردم آن قدر بيدار شوند و به تعبير عنوان شعر ، آفتابی شوند كه گرمای وجودشان هر سياهی و زمستانی را

 روشن و گرم كند و آن چيزی كه لايق خاك ايران است روزی به جهان شناسانده شود.

 پرچم سه رنگ سبز و سفيد و سرخ از چهل ستون تا شاه چراغ (2) كه سهل است ، بر بام دنيا افراشته شود .

 شايد عده ای خرده بگيرند كه اين فقط دل خوشی بيش نيست، له شاد دل خوشی باشد ، اما اگر من و شما و همه مردم

 برای خود و نجات مان بخواهيم بی شك قطره قطره جمع گردد وانگهی دريا شود.

 

اگر كمی فرصت باشه آفتاب هنوز زياد مياد

 اگر كمی فقط كمی دلت بخواد، دلت بخواد

 

 

هميشه آفتابی باشيد :سيامك

ششم شهریور ماه 1386

 

 

 

 توضیحات:

--------------------------------------------------

 1- برگرفته از کتاب «راز موفقیت»

 2- بخشی از ترانه ی «آفتابی» - شهیار قنبری

 

 

 

 Home                                                       Articles

 

 

 

 

copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved