|
| |||||||
|
کنسرت بسیار موفق گوگوش در دوبی رقص شکوفه و باران در کویر
چهارشنبه هفتم فروردین 1387 خورشیدی بیست و ششم مارچ 2008 میلادی
مدیا سیتی - دوبی
گزارش و نگارش : آنسه
دوبی تا شب هفتم فروردین 1387 برای کنسرت هنرمندی ایرانی ، هرگز چنین جمعیتی و چنین غوغایی را به خود ندیده بود ، اما هفتم فروردین ، دوبی با ناباوری شاهد چنین شب با شکوه و هیجان انگیزی بود شبی وصف ناشدنی و پُر از عشق و خاطره برای مردمی که از قفس سرزمین خود، با هزار مشقت پرواز کرده بودند تا شاهد اوج هنرنمایی هنرمندی باشند که به واقع شاه ماهی موسیقی ایران است.
ایرانی های ساکن ایران ، اسطوره ای زیبا را در صحنه ای با شکوه دیدند. صحنه ای که تاکنون برای هیچ هنرمند ایرانی نه در دوبی و نه در هیچ جای دیگر مهیا نشده بود.
در مقابل کنسرت شاه ماهی موسیقی ایران، چندین و چند کنسرت با بیست و پنج خواننده گذاشته بودند شاید که بتوانند جلوی هجوم جمعیت را به این کنسرت بگیرند ، توطئه ، پشت توطئه ... گویا این رسم کنسرت گذاران ایرانی ست که دیگ حسادت شان با جوششی جنون آمیز سر برود و توطئه کنند و لذت ببرند. اما خوشبختانه، تیر توطئه گران بد جوری به سنگ خورد، لذت که نبردند ، هیچ، به شدت نیز سرخورده شدند .
جمعیتی که برای دیدار گوگوش آمده بودند تحسین برانگیز بود، هزاران آفرین به مردمی که به عشق هنرمندشان خود را به سختی، از ایران به محل کنسرت رساندند و از هنرمند عزیزشان حمایت کردند.
بیش از پانزده هزار نفر، نه تنها از ایران، بلکه از کویت ، دیگر شهرهای امارات ، تاجیکستان ، ارمنستان و حتا اروپا به دیدار گوگوش آمده بودند. در میان جمعیت ، چند فیلیپینی نیز بودند که باعث حیرتم شد که این ها تا چه اندازه گوگوش را می شناسند و دوست اش می دارند که به دیدارش آمده اند.
اما جمعیتی که از ایران آمده بودند شگفت انگیز بود و به باور من، جمعیت این کنسرت و شرکت و حضور مردم در آن از همه ی کنسرت های دیگر گوگوش با ارزش تر است چرا که این مردم عاشق، با شرایط بسیار بد، بلیت هواپیما و هتل را که در ایام نوروز قیمت اش به دو برابر و نیم رسیده بود، تهیه کرده و با مشکلات عدیده ی پروازهای شرکت های مختلف هواپیمایی ایران، خود را به گوگوش رسانیده بودند. چه عاشقانی !!! به چشم دیدم و به جان باور کردم ، هزاران درود بر یکایک شان.
در کنسرت های امریکا و کانادا و حتا اروپا ، معمولن بیش تر مردم از خانه های شان و یا از شهرهای دور و نزدیک اما با شرایط عادی می آیند و سالن های کنسرت گوگوش را پُر می کنند، اما مردمی که از ایران به دیدار گوگوش آمده بودند ، رنج چنین سفری را به جان خریده بودند ، به واقع ، با بدترین شرایط ممکن آمده بودند، فقط نیروی عشق بود که می توانست چنین جمعیتی را از ایران به دوبی بکشاند.
قرار بر این بود که درهای محل کنسرت از ساعت پنج عصر باز شود و جمعیت به تدریج وارد محل کنسرت بشوند اما توطئه گران آشوب گر با پخش شایعه ی بمب گذاری در محل کنسرت ، باعث شدند که مردم چندین ساعت پشت درهای بسته منتظر بمانند.
نخست این که داستان بمب گذاری ، شایعه ای بیش نبود ، اما کنسرت گذاران، مسئول جان مردم و هنرمند بودند و نمی توانستنداز این شایعه به آسانی بگذرند. این بود که پای پلیس دوبی به میان کشیده شد که با استفاده از سگ های مخصوص، همه جای محل بزرگ کنسرت را به شدت بازرسی کردند و پس از اطمینان از امنیت محل به مردم اجازه ی ورود دادند.
کنسرت گذاران به دلیل این که مردم وحشت نکنند ، شایعه ی بمب گذاری را اعلام نکردند و مردم بی خبر از این داستان پشت درهای بسته در انتظار بودند و هر کسی چیزی می گفت و برخی نیز این شرایط را تقصیر بی نظمی مسئولین کنسرت گذاشتند که در واقع چنین نبود.
ازدحام مردم پشت درهای بسته ی کنسرت، بی سابقه بود. جمعیت به حدی زیاد بود که همه به هم چسبیده بودند و فشار وارده بر یکدیگر را به سختی تحمل می کردند ، حتا چند نفر حال شان بد شد .
از ساعت هفت ، مسئولین دادن دستبندهای مخصوص به مردم را آغاز کردند که این دستبندها با رنگ های مختلف قیمت بلیت کنسرت و جای نشستن هر کسی را مشخص می کرد ، اما جمعیت قابل کنترل نبود مردم با بازرسی بدنی وارد محل کنسرت می شدند و روند این وارد شدن ، بسیار کُند بود.
در واقع رفتار سکیورتی با مردم چندان خوب نبود اما اگر منطقی نگاه کنیم آن ها نیز مسئولیت داشتند و رفتارشان نیز برای حفظ جان مردمی بود که با اشتیاق و آرزو به کنسرت آمده بودند، اگر اتفاقی می افتاد آن ها باید پاسخگو می شدند چون جمعیت انبوه به واقع قابل کنترل نبود .
در واقع نه تقصیر مسئولین کنسرت بود که با چنان داستانی مواجه شدند و مسئول بودند و به دلیل حفاظت از جان مردم نمی توانستند از این شایعه به آسانی بگذرند و نه تقصیر مردم بود که از اصل داستان بی خبر بودند.
به هر ترتیبی بود همه ی جمعیت به محل کنسرت وارد شدند ، جمعیتی عصبی که ساعت ها، فشار زیادی را تحمل کرده بودند ، اما همین جمعیت به محض شنیدن اورتور زیبای طلاق ، همه ی سختی ها را از یاد بردند و غرق آهنگ و آمدن گوگوش به روی صحنه شدند.
وقتی گوگوش بر روی صحنه آمد، هیجان و تشویق مردم وصف ناشدنی بود. مردم ، همه چیز را از یاد بردند مثل این بود که با بهترین شرایط ممکن به کنسرت آمده بودند، گوگوش همه ی فکر و دل و روح و جان مردم شده بود.
صدای تشویق و سوت زدن ها و جیغ کشیدن های مردم ، لحظه ای قطع نمی شد. به باور من در هیچ کدام از کنسرت های قبلی گوگوش ، مردم این همه گوگوش دوستت داریم ، گوگوش دوستت داریم نگفته بودند.
صحنه ای که میزبان گوگوش بود ، یکی از زیباترین صحنه های کنسرت بود ، در هیچ کنسرتی، گوگوش بر روی چنین صحنه ای زیبا قرار نگرفته بود ، استیج بی نهایت زیبا بود. نور و صدا بی نهایت عالی و بی نقص بود و هزاران درود و سپاس بر مسئولین صحنه و نور و صدا . دو اسکرین بزرگ در دو طرف صحنه بود که کیفیت تصویری آن بسیار عالی و به واقع نزدیک به دی وی دی بود.
پرچم سه رنگ شیر وخورشید نشان ایران ، دو بار از طریق اسکرین ها و بک گراند صحنه نمایش داده شد که چنین کاری درجایی مانند دوبی، کاری بزرگ و تحسین برانگیز است و باید از کسانی که شهامت به خرج داده و چنین کاری انجام دادند ، سپاس گزاری کرد و شادباش گفت.
بندی که گوگوش را در این کنسرت همراهی می کرد، بسیار حرفه ای و کاملن هماهنگ با آوازخوان می نواخت به شکلی که صدای آواز خوان به وضوح شنیده می شد. اندی جی جوان با استعداد ، خوش ذوق و بسیار مردمی و خوش اخلاق ، رهبر بند بود.
دیگر هنرمندان بند عبارت بودند از:
فلوت : پدرو از ونزوئلا پرکاشن : ریچی گارسیا از پورتُریکو گیتار آکوستیک : مارسلو از آرژانتین کیبورد : یوکو از ژاپن درامر : از امریکا کیبورد : اندی جی
| |||||||
|
copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved |