مهرداد : کنسرت های بسیاری رو داشتیم که شاید یک خواننده نتونسته در اون کنسرت شرکت بکنه و کنسرت به

 نوعی کنسل شده ولی اون شب اجرا شده .

 من در جواب دوست عزیزی که یک مطلب فرستاده بودند ، من وگوگوش عزیز از شهیار عزیز خواهش کردیم ، دعوت کردیم

 که ما رو امروز همراهی بکنه به دلیل این که امروز شهیاراعتبار ترانه نوین ایرانه و یکی از سه تنی که واقعن وقتش رو

 فکرش روبرای این جنگی که امروز خوشبختانه منتهی شده ...

 

 گوگوش : صلح

 

 مهرداد : به خوندن گوگوش عزیز، یکی از اون سه تن ، شهیار نازنین بود و ما ازش خواهش کردیم که به عنوان گفت وگو

 کننده در وسط بشینه ، گل گلاب ...

 

 شهیار قنبری : یعنی شما دارید توضیح میدید ؟

 

 مهرداد : نه ، دارم اینو می گم که ما از شما ...

 

 شهیار قنبری : خواهش می کنم .

 

 مهرداد : ما از شما خواستیم که ...

 شهیار قنبری : خواهش می کنم ، خوب این دوست عزیزکه این فکس رو فرستاده ، به یک نکته توجه نداره که من از

 چیزی شبیه پانزده ساله گی به این سو، در کنار کار ترانه ...

 

 گوگوش : طنز...

 

 شهیار قنبری : کارم گویندگی است ، کارم برنامه سازی است .

 

 گوگوش : با چاشنی طنز...

 

 شهیار قنبری : با چاشنی طنز . کمی ، یک بند انگشت بیش از ایشون این کار رو می شناسم .

 بنابر این دیگه نهایت کم لطفی است که حالا به جای این که حرف های مفید بزنه وپرسش های پر میوه مطرح بکنه، بپردازه

 به این گونه امور که امور هر روزه این کانال های بیست و چهار ساعته غم انگیز ماست .

 

 مهرداد : گوگوش جان احساس شما در شب لاس وگاس چی بود ؟ در اون شب ، خیلی ها دل شون می خواد از شما

 بشنوند که اون شب شما چه حسی داشتید ؟

 

 گوگوش : شب لاس وگاس مجموعه ضد و نقیضی تو من بود . یعنی از طرفی بسیار افسرده بودم از این که نمی تونم بخونم 

 برنامه اجرا کنم برای کسانی که آمده بودند در اون سالن .

 از طرفی احساس خیلی خوبی داشتم ، به خاطراین که با این که اعلام کرده بودیم که من نخواهم خواند اما جمعیت زیادی

 در سالن حضور پیدا کردند و همین طور اجرای برنامه به وسیله تو مهرداد عزیز ، اجرای برنامه کامبیز، حضور خواننده ی

 ارمنی الاصل ...

 

 مهرداد : بله.

 

 گوگوش : یعنی از ارمنستان آقای آرمن چیک عزیز ، خوب کامبیز پسرم هم که اون شب همراه و یار مادرش بود .

 این یک حس عجیب و غریبی به من داده بود ، یعنی در عین افسرده گی یک شعف و شوقی داشتم به خاطر حضور این

 همه عشق ، این همه لطف ، این همه مهر و این همه حضور.

 

 مهرداد : در یک قسمتی همه اون تعداد جمعیتی که در سالن بود ...

 

 گوگوش : یک صدا همه می خوندند .

 

 مهرداد : یک صدا همه می خوندند وجالبه که آلبوم هائی که ، «آخرین خبر» و «عکس فوری» که مدت شش ، هفت ماه

 بیش تر نبود که این آلبوم ها ...

 

 گوگوش : به بازار اومده بود .

 

 مهرداد : به بازار اومده بود ، همه رو بلد بودند و چیز عجیب و غریبی بود و اون شب به غیر از تمام این ها ، می خوام بدونم

 که از مردم چی گرفتی ؟ چه حسی از مردم گرفتید ؟

 

 گوگوش : گفتم ، مهر، عشق و یک پارچه گی . همه یکی بودند ، همه یکی شده بودند و ...

 

 

 مهرداد : در تاریخ هم سابقه نداشت نه شهیار جون ؟

 

 شهیار قنبری : در چه زمینه ای ؟

 

 مهرداد : در همین زمینه که یک آرتیست نخونه و ...

 

 شهیار قنبری :نه واقعن ، تا اون جا که من به یاد دارم نه در تاریخ Rock and Roll جهان و نه در تاریخ موسیقی پاپ

 خودمون نه .

 

 گوگوش : یک سوال مهرداد جان من از تو دارم ، البته من می دونم جوابشو ، ولی می خوام برای عزیزانی که نشستند

 پای تلویزیون این رو تو توضیح بدی .

 می دونی که ترانه هایی که من خوندم در بیست وچند سال پیش ، در سی سال اخیر ، کارهائی بود که به صورت خاطره

 شد ملودی ها.

 

 مهرداد : بخشی از زنده گی مردمه نه ؟

 

 گوگوش : ترانه ها ، بخشی از خاطرات مردم شد ومی دونم از زمانی که من به لس انجلس آمدم ، ساختن ترانه برای

 من بسیار مشکل بود برای هر کسی که توی زمینه ی  آهنگ سازی کار می کرد .

 البته شهیار جون قبلن با هم کار کردیم و اون رابطه از قدیم امتداد پیدا کرده و ادامه داشته ، نمی شه شهیار را تو این

 مسئله گنجاند .

 اما برای تو که یک هنرمند ، آهنگ ساز و خواننده بسیار خوب پانزده سال اخیر هستی به خصوص درآهنگ سازی .

 سوال اینه که چه طوری تونستی با خودت کنار بیای و کارهایی رو بسازی که با کارهای قدیم ، به اصطلاح هم خونی پیدا

کنه ؟

 

 مهرداد : من فکر می کنم که نه تنها برای من که این کار رو شروع کردم و انجام دادم ، حتا برای کسانی که در گذشته

 هم حتا با شما همکاری داشتند به علت این که شما بیست وپنج سال سکوت داشتید ونخوندید ، به هر جهت کاری

 هم نداشتید که تو این بیست و پنج سال با اون کارهای گذشته مقایسه بشه ومردم هرچی شنیدند همون ترانه ها بود ...

 

 گوگوش : با همین ترانه ها بود.

 

 مهرداد : فکر می کنم برای شهیارعزیز هم ، فکر می کنم به یک نوعی Challenge بود ، حداقل برای خودش ، برای این که

 کار دشواری بود ومعلوم بود که اگر کسی امروز بتونه کارهائی بکنه در اون اندازه ، اون آدم هر روز داره کار می کنه و

 هر روزموفق تره .

 یکی از ، در مورد کار با شما یکی از امتیازاتی که برای من بود ، حضور «شهیار» در کنار من بود ، به دلیل این که شهیار

 ترانه هاش بی نظیره که دیگه همه ما اینو می دونیم ، لازم نیست که من بگم ، واین کمک بسیاری بود برای من و

 نکته بعدیش این بود که من این ریسک رو برداشتم به عنوان یک آهنگ ساز . با این که شهیارموافقه و شما هم موافقید

 حمله زیاد شد به من .

 

 گوگوش : بله.

 

 مهرداد : در این یک سال و ...

 

 شهیار قنبری : و متاسفانه ما عادت کردیم ، این بخشی از فرهنگ ماست .

 

 مهرداد : بله ، حمله بسیار به من شد .

 

 شهیار قنبری : به جای دسته گل ، فقط سنگ پرتاب می کنیم به جانب هم دیگه .

 

 مهرداد : یعنی خانم گوگوش در قسمتی از حرفاشون گفتند اونائی که طرفدارمنند به دیگرهنرمندان بی احترامی نکنند

 من فکر می کنم هیچ کس به هیچ کس در این رابطه حق بی احترامی نداره .

 

 شهیار قنبری : هیچ کس به هیچ کس حق نداره بی احترامی نباید بکنه .

 

 مهرداد : و این که من این ریسک رو برداشتم ، اون آلبوم رو ، آلبوم «کیوکیو بنگ بنگ» که اولین کار بود و بعد«آخرین خبر»

رو که کارهاشو ، هفت تا کار از من بود  و این کار آخر ، کار دشواری بود یعنی به هرجهت ساختن ملودی هایی که بتونه

 این کارها در رده کارهای گذشته که کار ...

 

 گوگوش : بسیار ریسک بزرگی بود .

 

 مهرداد : به هرجهت اون عزیزانی هم که دراون زمان ها کارکردند ، آهنگ سازهای درجه یک بودند ، شعرای درجه یک

 بودند ولی امروز ، کارهای امروز رو با امروز باید مقایسه بکنیم .

 کارهای دیروز رو باید با دیروز مقایسه بکنیم . کارسخت بود و حمله به من زیاد شد ، حتا در زمانی هم که هم صدای

 آهنگ های آخرین خبر رو، با آخرین خبر دوصدایی شروع کردیم خوندن ، در اون لحظه هم شهیار جون حمله بسیار شد

 و من می خوام از گوگوش عزیز بپرسم که چرا شما من رو انتخاب کردین ؟

 

 شهیار قنبری : آره سوال خوبیه . سوال تون ، سوال خیلی هاست .

 

 مهرداد : چرا من رو انتخاب کردید که با من بخونی ؟ حالا آهنگ سازی رو من می گذارم برای یک بخش دیگه ولی این رو

 می خوام از گوگوش عزیز بپرسم که چرا مهرداد رو انتخاب کردید که باهاش هم آوازی داشته باشید ؟

 

 گوگوش : سوال رو با سوال جواب می دم . چرا نه ؟ من فکر می کنم سال های قبل هم این کار رو کردم و به عنوان کسی

 که خاک صحنه خوردم ، این تشخیص رو می تونم بدم که با مهرداد بخونم یا نخونم و این تشخیص رو دادم به چند دلیل :

 اول این که با خواننده ی معروف از قبل از انقلاب برآمده خوندن ، که کار تازه ای نیست ، یعنی چیزی تازه ارائه نمی ده

 من ترجیح دادم با مهرداد آسمانی هم صدا بشم به دلیل این که هم هنر خوندن رو داره ، هم امتحانش رو پس داده .

 هشت تا آلبوم قبلن به بازار داده ، هم دویست و خورده ای فکر می کنم آهنگ برای خوانندگان دیگه ساخته ، هم

 بسیار   Talentداره ، موسیقی رو می فهمه و هنوز این سیر صعودی رو جا داره برای رفتنش و ضمنن لذت می برم .

 یعنی کسی که موسیقی رو به این خوبی می شناسه ، به این خوبی اجرا می کنه و این قدر حس ترانه رو درک می کنه

 یعنی من فکر می کنم شهیار با من هم عقیده باشه که مهرداد از معدود کسانی است که شعر رو خوب می فهمه و

 ملودی رواز ترانه می گیره ، الهام می گیره .

 

 شهیار قنبری : درسته.

 

 گوگوش : من دلم می خواست با استعداد مهردادChallenge  کنم . من با قدرت مهرداد می خواستم Challenge کنم .

 

 مهرداد : من از شما ممنونم بابت این همه لطفی که به من دارید ولی به هرجهت درجامعه امروز ما خیلی مسائل برای

 مردم بسته است .

 مردم ما باید فکر می کنم یک مسائلی رو بیش تر بدونند ، بیش تر بفهمند .

 یکی این که من در این پانزده سال ، نزدیک دویست و هشتاد آهنگ ساختم .

 در روزهای اولی که من یک ترانه از «شهیار قنبری» اجرا کرده بودم به نام «هنوزم تو» ...

 

شهیار قنبری : درسته.

 

 مهرداد : روز اولی که ترانه «اتاق من»  رو ، من از «شهیار» برای ساختن برای شما ، روی میز کارم گذاشتم تا امروز که

 یک ترانه تازه رو دیروز من از شهیار نازنین گرفتم.

 از اون روز تا به امروز من با ترانه شهیار خیلی بیش تر آشنا شدم و امروز باید مردم این رو بدونند  اون هایی که کار می کنند

 به گذشته بسنده نمی کنند .

 

 گوگوش : متکی نیستند.

 

 مهرداد : و مدام درحال تازه شدن هستند . صاحب یک گذشته بودن ...

 

 شهیار قنبری : نه  اصلن.

 

 گوگوش : کافی نیست.

 

.مهرداد : همون جا نگه می داره آدم رو ، مثل این می مونه که من فلان روز فلان کار رو کردم من ، ولی امروز ، کارهای

 امروز رو برای امروزه که ....

 

 شهیار قنبری : کاملن ، باید مدام با خویشتن خویش Challenge کرد ، همون طور که «گوگوش» هم می گفت ، به

 چالش خویشتن رفت .

 دیروز دیروزه ، کاری که من دیروز نوشتم کار من دیروزی ست ، من امروزی باید حرف دیگری داشته باشه ، بنابر این هر

روز باید پوست انداخت و هر روز باید تازه شد و یکی از دردسرهای جامعه هنری ما ، متاسفانه اینه که هر روز تازه نمی شه

 هر روز پوست نمی اندازه و همیشه از من پریروز و پس پریروز آویزان می شه .

 این یکی از اشکال های ماست و در مورد «مهرداد» هم راسته ، بسیار حساسیت داره در باب کلام و می شناسه و کار

 می کنه ، کارش رو جدی می گیره بی وقفه .

 من متاسفم که بگم همکارانی رو می شناسم که در این سال ها باهاشون کارهم کردم ، که این ها هنوز که هنوزه نه

 تنها زبان کاری منو نمی شناسند ، بلکه بسیاری از متن ها رو حتا از رو به درستی نخوندند و نمی خونند و ثمره اش هم

 این می شه که میرن به استودیو و با کار غلط از استودیو میان بیرون ، که در این مورد هم در یک فرصتی سخن خواهیم

 گفت .

 اشاره می شه که ، معذرت می خوام ، یک زنگ تفریح لازم است ، برویم به سراغ زنگ تفریح ... برمی گردیم و با شما

 سخن خواهیم گفت .

 

 

 گوگوش : مسئله ای ذهن منو مدتی ست مشغول کرده به خودش واون اینه که متاسفانه بسیاری از فرزندان ما در

 خارج ازایران که به دنیا اومدند یا از دوران طفولیت شون آورده شدند به این ور آب ها ، با فارسی با زبان فارسی ارتباط

 کمی برقرار می کنند یا اصلن برقرار نمی کنند ، و این تعمیم پیدا کرده به موسیقی و ترانه های ما ، ترانه هایی که

 خواننده گان مختلف می خونند .

 مدتی ست که وقتی ترانه های منو ، ترانه هایی که من می خونم می شنوند ، بچه های جوان یا نوجوان ، یک کمی

 براشون سخته فهم بعضی از عبارات توی ترانه ها. این موضوع رومی خوام از شهیار عزیز سوال بکنم و خواهش بکنم

 که در این مورد توضیح بدید.

 

 شهیار قنبری : الان من خیال شما رو راحت می کنم . عرض کنم که اشاره شما به فرزندان ما در غربت است ...

 

 گوگوش : بله.

 

 شهیار قنبری : وگرنه فرزندان مون در ایران که فارسی شون خوبه وگرفتاری ندارند .

 

 گوگوش : به هیچ عنوان ، اما به ساده پسندی دارند عادت می کنند .

 

 شهیار قنبری : ببینید این مشکل فرهنگی است وبی انصافی است که فکر کنیم این ماموریت ترانه است ، این وظیفه

 ترانه است که به جای وزارت آموزش و پرورش ، وزارت فرهنگ و آموزگاران ...

 

 گوگوش : شورای شعر و موسیقی

 

 شهیار قنبری : و مادران و شورای شعر و موسیقی ، یک جا کار بکنه . ترانه چنین وظیفه ای نداره ، آرتیست چنین

 وظیفه ای نداره ، وظیفه ی  باسواد کردن جامعه در عین حال که به نوعی مربوط می شه به آرتیست ، اما وظیفه

 آرتیست نیست .

 آرتیست جامعه رو باید خوشبخت تر بکنه ، باید فعال تر بکنه .

 

 گوگوش : ذهنشو به کار بندازه .

 

 شهیار قنبری : باید بیدار تر بکنه ، باید هشیارتر بکنه وگرنه آموزش ابتدایی یعنی آموزش الفبای زبان ، وظیفه ترانه و ترانه-

 سرا نیست .

 حالا ، بچه های ما این جا ساده پسند شدند ، تنبل شدند . من بارها به این نکته اشاره کردم ، به خاطر این که بچه های

 ما در خانه های بدون کتاب رشد می کنند .

 

 گوگوش : درسته.

 

 شهیارقنبری : در خانه های بدون کتاب قد می کشند . پدران و مادران این وظیفه روبه عهده دارند این وظیفه ی دشوار رو .

 وقتی پدران و مادران خود به  ترانه های سخيف ، به ترانه های کم مایه گوش می سپارند از بام تا شام ، بچه ای که در

 اون خانه قد می کشه ، طبیعتن به اون سمت سوق داده می شه ، به اون سمت میره .

 

 گوگوش : یا دیگه گوش نمی ده به اون ترانه ها یعنی به ترانه های ایرانی ، به فارسی گوش نمی ده ...

 

 شهیار قنبری : یا اصلن گوش نمی ده یا اگر هم گوش بده می ره به اون سمت ، به سمت ساده ترین کلمه ها ، حالا اگر

 من شاعر ، من ترانه سرا ، نگرانیم این باشه که باید چیزی بنویسم که بچه به مدرسه نرفته هم بفهمه یک ذهن تنبل

 کتاب نخوانده هم متوجه بشه ، اون وقت من به خودم ، به کارنامه ام و به هنرسرزمینم خیانت کردم .

 

 گوگوش : درسته.

 

 شهیار قنبری : یعنی من باید نگران فردای ترانه باشم ، فردای هنر سرزمینم باشم و نه نگران دیروز و پریروز و پس پریروزش

 و نه نگران کم کاریش .

 کم کاریش رو جای دیگه باید جبران کرد .

 

 گوگوش : درسته چون بعضی از بچه ها رو می بینم ، می گن این جای ترانه رو ما نمی فهمیم چی می گه ؟ یک بار به

 یکی شون گفتم که عزیزم برو دیکشنری رو باز کن ...

 

 شهیار قنبری : آفرین به همین سادگی.

 

 گوگوش : و پیداش کن معنیش چیه ؟ چون مثلن یکی از سوالاتی که خیلی ها این جا از من می پرسند راجع به

 معنی مانیفسته که ...

 

 شهیار قنبری : تو تمام ، یعنی انواع و اقسام از معانی و مفاهیم روما حتا در آگهی های آلبوم گنجاندیم .

 

 مهرداد : زیباترین بخشش بود ، برای این که تعاریف «مانیفست» در چند مورد در چند ماه از کلیه رسانه ها پخش شد

 و «شهیار» طوری مانیفست رو توضیح داده بود که تمام معنی مانیفست ، فقط باید کمی توجه کرد .

 

 شهیار قنبری : باید توجه کنیم ، الان دست کم تنها خاصیت اسم این آلبوم این ست که ما رو با یک واژه آشنا کرد و این

 خوب کار خوبی ست دیگه .

 

 مهرداد : به هرجهت ترانه ، تاثیر ترانه در روزگار دیروز و امروز ما ، شهیار جان بسیار زیاد بوده .

 

 شهیار قنبری : دقیقن ، برای اونایی که توجه کردند ...

 

 مهرداد : به جامعه ، ایرانیان ، ثابت شده که یک ترانه چه بردی داره ، سال ها می گذره و در مورد یک ترانه صحبت می شه ...

 

 شهیار قنبری : در همه ی جهان.

 

 

 مهرداد : وبعد توسط خواننده گان تازه ، بازسازی می شه یعنی هنوز امروز ثابت شده که ترانه هائی که ارزشمند بوده

 هنوز در جامعه تاثیر خودش رو داره .

 هنرمندی که امروز قراره هنرمند جامعه امروز بشه میاد و اون کار رو بازسازی می کنه واون همه اش تاثیر ترانه است .

 ترانه ، بخشی از زنده گی مردم شده امروز ، اما باید بهش توجه کرد . این که به دلیل این که یک ، در خارج از کشور تعدادی

 از بچه ها شاید فارسی رو کمتر متوجه می شن از پدر مادرها ، یا اون هایی که در ایران بزرگ شدند ، به این بهانه

 نمی شه کارها رو بی ارزش کرد .

 

 شهیار قنبری : نه اصلن.

 

 مهرداد : یک مسئولیت بزرگ تری به گردن ترانه نویس ، ترانه سرا هست که نسبت به مردم وبه  جامعه اش ...

 

 گوگوش : ساده گویی ...

 

 مهرداد : چون هنرمند باید فرهنگ سازی کنه برای جامعه اش که سال ها بتونند از هنر اون هنرمند استفاده کنند.

 .

 شهیار قنبری : ببینید ساده گویی با ...

 

 گوگوش : ملقلق گویی.

 

 شهیار قنبری : ... با سخن پیش وپا افتاده گفتن دوتاست . سهراب سپهری هم ساده می گوید ، ساده می نویسد .

 بودا هم ساده سخن می گوید ولی چه می گوید ؟ یعنی آرتیست وظیفه اش بسیار بسیار دشوارتراز این حرفاست .

 آرتیست باید پرچم دار باشه ، باید پیشاپیش همه در حرکت باشه در حال دویدن ، و نه در حال لنگ لنگان قدمی برداشتند

 و اگر یک جامعه ای شبیه جامعه ی ما عادت کرده که آرتیست هایش همیشه ته صف باشند ، مشکل جامعه است .

 

 مهرداد : من اشاره کردم در لاس وگاس ، کنسرت لاس وگاس که شما اون جا شاهد بودید آلبوم «آخرین خبر» و آلبوم

 «عکس فوری» ...

 

 شهیار قنبری : همه سالن از بر ، داشتند متن ها رو .

 

 مهرداد : همه سالن می خوندند واقعن ، بنابراین ...

 

 شهیار قنبری : بنابراین متن ها رو فهمیده بودن که میخوندند دیگه ، نه ؟

 

 مهرداد : درسته ، معلوم نیست ، پس اگر، پس همه جامعه ساده اندیش نیست ، ساده پذیر نیست .

 

 شهیار قنبری : نه اصلن .

 

 مهرداد : و این که در این آلبوم مانیفست ، من به عنوان کسی که روی این ترانه ها ملودی ساختم ، می تونم بگم با این

 ترانه ها زنده گی کردم .

در رگ و خون من جاریه ، و در زمانی که گوگوش عزیز می خوند این ترانه هارو ، معلوم بود که داره زنده گی می کنه این

 ترانه ها رو، و به همین دلیله که به شنونده درست منتقل می شه .

 اگر با حتا ترانه ای که سخت تر نوشته شده باشه درست زنده گی کرد و درست اجرا کرد ، فهمش هم برای جامعه

 آسون تر خواهد شد .

 

 شهیار قنبری : حتمن، مهرداد جان ، گوگوش جان ، ترانه یعنی روز شمار زنده گی ، یعنی تقویم هر جامعه .

برای این که شما متوجه بشوید که لس انجلس 2005 چه گونه شهری ست ، کافی ست به ترانه هاش گوش بدید .

 

 گوگوش : درسته.

 

 شهیار قنبری :  برای این که بیاد بیاورید که تهران 1355 چه گونه تهرانی بوده ، چه گونه شهری بوده باید به ترانه هاش

 گوش بدید.

 

 گوگوش : کاملن درسته.

 

 مهرداد : شهیار جان اتفاقن من فکر می کنم در همین لس انجلس هم اون تعداد از خواننده گانی که به قول ، نه به قول

 ما اون هایی که میگن ترانه های دشوارتر می خونند بیش تر ازشون استقبال می شه ، می بینیم کسانی که سالن-

 های بزرگ تر رو پر می کنند ...

 

 شهیار قنبری :  آفرین

 

 مهرداد : ترانه های درست تر می خونن .

 

 شهیار قنبری :  آفرین

 

 گوگوش : و عمر این ترانه ها بیش تره.

 

 شهیار قنبری :  اصلن تردید نکنید .

 

 مهرداد : همین جا در لس انجلس هم ، چه در لس انجلس و چه در اروپا داریم می بینیم کسانی که کارهای معتبرتر

می خونند دست مزد بیش تر می گیرند ، تعداد جمعیت بیش تری رو به سالن ها می یارند ، کار معتبر هرگز از بین نمیره

 هرگز از بین نمیره .

 

 شهیار قنبری : خوب گفتند که اشاره ای هم باید داشته باشیم ، چون آمده ایم کمی هم به شب ترانه های گوگوش

 بپردازیم ، اشاره ای داشته باشیم به برنامه های شما دو تن در «واشنگتن» که توضیح بدید درباره اش .

 

 گوگوش : در بیست و چهارم سپتامبر ...

 

 شهیار قنبری : بله

 

 گوگوش : در واشنگتن من و مهرداد با هم برنامه اجرا می کنیم .

 

 شهیار قنبری : برای نخستین بار.

 

 گوگوش :  برای نخستین بار.

 

 مهرداد : در لس انجلس خانم گوگوش به تنهایی برنامه اجرا می کنند .

 

 شهیار قنبری : درسته.

 

 مهرداد : در لاس وگاس قرار بود که با هم برنامه اجرا کنیم که متاسفانه نشد و در واشنگتن این برای اولین باره که من

 افتخار این رو دارم که در کنار هنرمند نازنین ، گوگوش عزیز بخونم و اما دلم می خواد در مورد این که چرا در لس انجلس

 نمی خونم کمی صحبت بکنم .

 

 گوگوش : اتفاقن من می خواستم ازت این سوال رو بکنم چون من جواب رو می دونم باز، ولی برای عزیزانی که پای

 تلویزیون نشستند و دارند به حرفای ما گوش میدن ، خواستم بپرسم و جواب رو ازت بگیرم .

 

 مهرداد : شهیار نازنین ، گوگوش عزیز ، در این چند ماه اتفاقاتی افتاد که یک بار من گفتم اگر حق با گوگوش عزیز نبود و

 اگر این ظلم بهش نشده بود هرگز من شخصن دخالت نمی کردم .

 از شب لاس وگاس تا به امروز من حتا یک شب اجرای برنامه نکردم به دلیل این که در یک ماجرایی همه ما درگیر شدیم

 و باید مردانه پای این موضوع ...

 

 شهیار قنبری : همين ماجرای قانونی دیگه ؟

 

 مهرداد : بله ، در جایی که من ایراد اون ماجرای قانونی رو نداشتم ولی باید مردانه پای ... ، همه می ایستادیم .

 اما نکته ای که هست این نکته است که اگر حقانیت و در اون ماجرایی که پیش آمده بود حق با گوگوش عزیز نبود من

 هرگز به این ماجرا دخالت نمی کردم ، چرا که آینده یک جوری یقه خود من رو می گرفت .

 فقط امروز نیست که من به امروزم نگاه بکنم ، من خودم خواستم از خانم گوگوش که در لس انجلس نخونم به دلیل این

 که بعد از دوسالی که خانم گوگوش نخوندند ، فرصت بیش تری باشه برای طرفداران شون که به صدای گوگوش عزیز

 بیش تر گوش بکنند .

 

 شهیار قنبری : فرق بین واشنگتن و لس انجلس چیه در این زمینه ؟

 

 مهرداد : حالا فرقش رو میگم . من اون واقعیت هائی که پیش رو بود خواهم گفت که آقای «آلبرت مانانیان» که

 Arian Productions رودارن ، طی یک جلسه ای من ازشون خواستم که من در کل این کنسرت ها شرکت نکنم و به

 دلیل این که نمی خوام هرگز توهمی ایجاد بشه که اگر «مهرداد» در این زمینه کمک کرده ، نه من به خاطر این که کمک

 کردم هرگز نمی خوام در کنسرتی شرکت بکنم .

 اگر حضورم لازمه ، اگر فکر می کنین که حضور مهرداد حتا صد نفر به تعداد جمعیت اضافه می کنه ومردم بیش تر

 استقبال می کنند ، با کمال میل ، من افتخارمه که در کنار گوگوش نازنین بخونم ولی بهای این باید بهایی باشه که من

 بتونم بپردازم .

 

 شهیار قنبری : یعنی به خاطر شایعاته که تو در این برنامه شرکت نکردی ؟

 

 مهرداد : نه به خاطرشایعات ، به هر جهت یک مجموعه ای در این شهر و بیرون از شهر ...

 

 شهیار قنبری : چرا باید نگران مجموعه بود ؟

 

 مهرداد : من نگران مجموعه نیستم ، من فقط دلم می خواست که ...

 

 گوگوش : منظورش اینه که می خواد رعایت اون مجموعه رو بکنه و ...

 

 مهرداد : که مبادا ...

 

 شهیار قنبری : شایعات رو ؟

 

 مهرداد : مبادا کسی فکر کنه که «مهرداد» این کارها روبرای خودش می کنه . می دونین چی میگم ؟

 

 شهیار قنبری : می فهمم ولی ولی می گم چرا نباید ...

 

 مهرداد : به هر جهت تمام این موضوعات رو صرفن به خاطر همون نگاهی که نسبت به این مجموعه داشتم و شما هم

 می دونید که گوگوش مظلوم واقع شد در این ماجرا وباید می ایستادم همون جور که شما ایستادید ، همون جور که

 چند نفر هستند که ایستادند ، Arian Productions یکی از اوناست ، آلبرت واقعن ایستاد .

 

 شهیار قنبری : درسته.

 

 مهرداد : این جا باید این اعتبار رو به آلبرت داد.

 

 شهیار قنبری : درسته.

 

  مهرداد : «آلبرت مانانیان» پای این ماجرا ایستاد و امروزخدا رو شکرهمه چی به پایان رسیده .

 در کنسرت لس انجلس چه قدر زیباتره که خانم گوگوش به تنهائی برنامه اجرا بکنند ، اگر هم در اون شب از من دعوت

 بشه روی صحنه حتمن خواهم رفت با افتخار در کنار گوگوش عزیز ، اون ترانه هایی که دوصدایی اجراکردیم حتمن اجرا

 خواهم کرد .

 

 شهیار قنبری : بسیار خوب ، مجموعه این برنامه ها چند تاست ؟ میدونید ؟

 

 

 گوگوش : فکر میکنم ده تاست .

 

 مهرداد : ده تا کنسرت که از لس انجلس شروع می شه وبعد از هفده سپتامبر که در لس انجلس هست 

 بیست و چهارسپتامبر در واشنگتن هست که برای اولین بار امروز از همین برنامه ای که در سراسر دنیا پخش می شه

 آگهی واشنگتن رو هم آماده کردیم که ...

 

 شهیار قنبری : به به !

 

 مهرداد : به بیننده گان عزیز اون آگهی روهم برسونیم ، اما باز نکته مهم تر اینه که Band بسیار خوبی برای کنسرت

 گوگوش آماده شد .

 

 شهیار قنبری : این خیلی مهمه .

 

 مهرداد : بسیارBand  خوبیه ، ارکستر واقعن از بچه های جوون ، با استعداد ...

 

 شهیار قنبری : تمرینات تون شروع شده ؟

 

 مهرداد : تمرین ها از پانزده روز آینده شروع می شه ، دارن Chart ها رو آماده می کنند ، صحنه بسیار زیبایی تدارک

 دیده شده.

 

 شهیار قنبری : یعنی با یک Band خوب روبرو خواهیم بود ؟

 

 گوگوش : بله.

 

 مهرداد : و من فکر فکر می کنم زیباترین خوندن ، آواز خوندن گوگو