گفت و گوی  مهرداد آسمانی

و نادر رفیعی

تلویزیون امید ایران

 

تاریخ  گفت و گو:

 بیست و چهارم بهمن 1386 خورشیدی

سیزدهم فوریه ی 2008 میلادی

 

 

برگردان متن شنیداری به نوشتاری : آنسه

نگارش و ویرایش : آنسه

 

 

 نادر رفیعی - خانم ، آقایان ، سلام برشما!

 گفت و گو با یک خواننده، یک آهنگ ساز ، شخصیتی که در طول چند سال گذشته جزء یکی از پدیده هایی بوده که خودش

 را در جامعه ی ایرانی و هنر موسیقی نشان داده ... شخصیتی که با صدایش و با ترانه هایش ، نه تنها برای خودش ، هم

 چنین برای دیگر خواننده ها هم توانسته آغاز گر یک راه متفاوتی باشه.

 گفت و گوش من با «مهرداد آسمانی» هست.

 

 مهرداد -  سلام!

 - سلام بر شما!

 

 - اجازه بدید که من سلامی داشته باشم خدمت بیننده گان عزیز تلویزیون امیدایران. این برای نخستین بار هست که من

 این افتخار را دارم که در تلویزیون امید ایران ، در تلویزیون بیست و چهار ساعته ی امید ایران در کنار آقای «نادر رفیعی»

 می شینم و خیلی خوش حالم که این فرصت به من داده شده که با شما عزیزان دیداری داشته باشم و حرف هامونو

  خودمونی با هم بزنیم.

 

 - چرا که نه؟ البته مهرداد آسمانی در برنامه های «میدنایت شو» و «پنجمین روز هفته» هم ...

 

 - بله اون برمی گرده به قبل از تلویزیون بیست و چهار ساعته.

 

 - ولی خُب ، به هر حال اگر چه در چند سال اخیر ، در یک مصاحبه با هم نبودیم ، اما بسیار با هم تماس هستیم و ما که

 رفت و آمد خانواده گی داریم و من به خانواده ی شما ارادت خاصی دارم ، عجبا که این امکان مهیا نشد که ما در کنار هم

 بنشینیم.

 - من کم سعادت بودم.

 

 - خواهش می کنم ، شاید برای من بیش تر.

 به هر حال مهرداد آسمانی خواننده و آهنگ ساز ، چند سال هست که کار هنری را آغاز کردی؟

 

 - نادر جان ، اولین کاری که من به طور حرفه ای در استودیو ضبط کردم برمی گرده به سال 1990 در ایران و ترانه ی

 "زلف سیاه" کار زیبای «محمد صالح علا» و آهنگ من و تنظیم هم از آقای «سعید شهرام» بود ، این اولین باری بود

 که به استودیو رفتم و به طور حرفه ای یک ترانه ضبط کردم سال 1991.

 

 - در رادیو ی صدای ایران ...

 

 - یادمه که اولین مصاحبه ای که من در رادیوی ایران انجام دادم با آقای «محمود شهریاری» بود که الان یکی از برنامه -

 سازان تلویزیون ایران هستند و اولین مصاحبه را با ایشون انجام دادم که با یک گروه موسیقی سنتی  و موزیسین های

 سنتی بودند چون اون موقع اصلن اجازه ی فعالیت موسیقی پاپ داده نمی شد و باید هر کاری که اجرا می شد تم

 ایرانی می داشت و سازهایی که استفاده می شد باید سازهایی بود که مربوط به موسیقی سنتی باشه .

 من با گروه آقای «محمدرضا روح بخش» به استودیو ی رادیو رفتیم و اون جا ، یک کار را به صورت زنده اجرا کردیم و آهنگی

 بود که در حقیقت اولین آهنگی بود که من ساخته بودم در دستگاه همایون ، که اجرا کردم و تاریخ اش یادم نمیاد ولی فکر

 می کنم برمی گرده به یک یا دو سال قبل از ضبط کار حرفه ای ، شاید سال 1989 بود.

 

 - آیا تصویر شما هم از سیمای ایران پخش شده ؟

 

 - نه ، اون موقع اصلن این جوری نبود ، اون موقع اجازه ی کار به موسیقی پاپ داده نمی شد و در ضمن اصلن چیزی به

 عنوان میوزیک ویدیو در تلویزیون رسمی و دولتی ایران وجود نداشت ، هر چی بود به صورت سرود بود بر روی تصاویر گل

 و بلبل و دریاچه و اینا بود و اصلن از کسی تصویری پخش نمی شد.

 

 

 - ولی به هر حال ، صدای شما از طریق رادیو پخش شد؟

 

 - بله.

 

 - از سال 1990 تا به امروز، به هر حال مهرداد آسمانی در سِمَت آهنگ سازی و خواننده گی، کار هنری اش را دنبال کرده

 مهرداد آسمانی به امریکا اومد ، به چه دلیل به امریکا اومد؟

 

 - خُب ، نادر جان ! بذار اینو اشاره بکنم قبل از این که به این جا برسم که برم کار موسیقی را جدی تر تو رادیو اجرا بکنم

 یا بخوام برم ترانه ضبط بکنم ، من خدمت دکتر «داریوش صفوت» بودم که ایشون موسس «انجمن حفظ و اشاعه ی

 موسیقی» در ایران بودند ، ایشون استاد من بودند و ساز "سه تار" را به من یاد می دادند و چندین سال هم خدمت آقای

 «حاتم عسگری» آواز یاد گرفتم که بعدها یک مجموعه ای به طور مشترک توسط آقای«عسگری» و دکتر «داریوش صفوت»

 به عنوان ردیف ها و گوشه های موسیقی ایرانی به بازار دادند که کسانی که علاقه دارند موسیقی سنتی را دنبال کنند

 از این طریق دنبال بکنند.

 خُب ، فضای داخل ایران  که فضای موسیقی سنتی بود و اجازه هم به صداهای این جوری داده نمی شد که کسی

 این مدلی بخونه ، تحریرهای یه جور دیگه ، پاپ ، از این اجازه ها به کسی داده نمی شد و راهی نبود ، فضا بسیار بسته

 بود و اجازه ی کار نمی دادند...

 

 - به همین دلیل شما ایران را ترک کردید ؟

 

 - من عاشق این کار بودم ، کار دیگه بلد نبودم ، نمی تونستم اون جا کارمو بکنم ، بله ، فقط به همین دلیل اومدم.

 

 - چون عاشق کار هنر بودید؟

 

 - بله ، می خواستم این کار را انجام بدم و نادر جان! وقتی اومدم این جا ، قراری هم نداشتم که حتمن این جا بمونم

 گفتم خُب ، اگر شد می مونم و اگرم نشد نمی مونم که خُب ، شد.

 

 - در ایران تحصیلات خواننده گی و آهنگ سازی داشتی ؟

 

 - گفتم دیگه!

 

 - یعنی هنرستان بری؟

 

 - من توضیح دادم ، کلاس هایی که در ایران برقرار می شد بیش تر با انجمن «حفظ و اشاعه ی موسیقی» بود که اون جا

 می رفتند و من به طور خصوصی پیش آقای دکتر «داریوش صفوت» و آقای «عسگری» رفتم.

 

 - مهرداد آسمانی به امریکا اومد ، میاد به لس انجلس ، چه جوری کارش را آغاز می کنه؟

 

 - من از ایران که اومدم با خودم یه چیزی حدود شانزده هفده کار ضبط کرده داشتم...

 - یادم هست ...

 

 - بله ، این جا من با هنرمند نازنین که خیلی هم دوست اش دارم آقای «سعید نوشین فر» آشنا شدم . ایشون یکی از

 هنرمندان درجه ی یک ایرانی در رشته ی عکس برداری و تصویر برداری هستند که عکس های سعید نوشین فر معروف

 هست.

 - از اساتید فن هستند.

 

 - با ایشون آشنا شدم و شاید اگر حمایت «سعید» در اون موقع نبود ، برای من هم کار به این راحتی نبود ...

 

 - یعنی «سعید نوشین فر» امکانات را فراهم کرد برای مهرداد آسمانی ...

 

 - «سعید نوشین فر» یک پشتوانه ی محکم ، یک یار محکم ، یک دوست وفادار بود که من را از اتفاقات عجیب و غریبی که

 در شهر می افتاد آگاه می کرد و سعید زورش هم زیاد بود ، خیلی راحت ، شهر را هم می شناخت و کمک بسیار زیادی

 به من کرد .

 

 - این اتفاقات چی بود؟

 

 - اتفاقاتی که در اون دوره ای که ما داریم ازش حرف می زنیم، داستان اصلن این شکلی نبود، امروز وضعیت کار موسیقی

 خیلی فرق کرده، اون موقع چند تا تلویزیون شبانه بود و چند تا هم مجله بود و محیط خیلی بسته بود و تبلیغات درحدی بود

 که بیش تر لس انجلس همه چیز را اول متوجه می شد. تلویزیون ها هم که بیست و چهار ساعته وقت نداشتند ، یک

 برنامه ی محدود نیم ساعته بود ، مثل برنامه ی  شما که «میدنایت شو» را داشتید و «امیدایران» را داشتید و «جام جم»

 بود ، تلویزیون «ایران» بود و چند تا تلویزیون دیگه ...

 با این وقت محدود ، هم موسیقی باید پخش می شد ، هم آگهی می رفت ، هم برنامه ساخته می شد و خیلی سخت

 نوبت می رسید که یکی از راه برسه و به همین راحتی بهش امکان داده بشه.

 امروز تلویزیون های بیست و چهار ساعته، خُب، برنامه سازی اون جوری که ندارند ولی اگر بیش تر به بخش موسیقی اش

 بپردازیم ، خُب ، هر کسی از راه می رسه با یک موزیک ویدیو ... حالا بذار به اون جاها نریم ...

 ولی اون موقع آقای «نوشین فر» کمک بسیار زیادی به من کرد و من امنیت خاطر داشتم  و پنج آلبوم با ایشان کار کردم

 و پنج تا آلبوم را هم شرکت ترانه پخش کرد. آلبوم «صدای خورشید» ، «پوست شب» ، «آنتیک» ، «خاتون» و یک آلبوم دیگه

 که اسمش یادم نمیاد ، ولی می دونم که پنج تا آلبوم بود  که نتیجه ی کار مشترک من و آقای «نوشین فر» بود.

 

 - در طول این چند سالی که در امریکا هستی ، خودت چند تا آلبوم ارائه دادی؟

 

 - نُه آلبوم.

 

 - پس خواننده ای که نُه آلبوم ارائه میده ، یک کارنامه ای برای خودش درست کرده ، خودت به کارهای خودت چه نمره ای

 میدی؟

 - من که نباید به خودم نمره بدم نادر جان! قرار هم نیست به خودم نمره ای بدم، من اون چیزی را که فکر کردم درسته

 انجام دادم و یک بخشی از اون کارهایی را هم که انجام دادم ، مجبور بودم که انجام بدم ، شاید دلم نمی خواسته ، ولی

 خُب ، مجبور بودم که انجام بدم.

 

 

 - کارهای درستی که انجام دادی ، خُب به هر حال درست بوده ، آیا امکان داره کارهایی را انجام بدی که درست نبوده؟

 

 - درست نبوده آخه با چه دیدی بهش نگاه بکنی؟ امکان داره ، ولی کارهایی را که من فکر می کنم درست نبوده یا

 سلیقه ی من نبوده ، من زیاد به خوب و بد نمی پردازم که چی خوبه ، چی بده ، چون در حوصله ی این برنامه نیست که

 چی خوبه ، چی بده ... ولی اگر سلیقه ای بهش بپردزایم ، شاید اون کارهایی که کردم مورد پسند خیلی ها باشه که

 مورد پسند من نیست ، ولی خیلی هم موفق بوده و شاید همون کارها بوده که مهرداد را «مهرداد» کرده ، اگر مهردادی

 هست.

 

 - خُب ، من صحبتی که با شما دارم در رابطه با آن طرز تشخیص و انتخاب خودتون هست ، در نتیجه اگر برسم که چه

 نمره ای به خودتون دادید ، خُب می دونید هر کسی در زمینه ی کاری برای خودش یک نمره ای داره ، یعنی میگه من

 بهترین هستم ولی شاید بهترین نباشه ، بعضی ها هم این قدر علو طبع دارند که واقعن از دید مردم بالا هستند ، اما

 خودشون را پایین می بینند. اما به هر حال ، هر کسی در هر زمینه ی کرای برای خودش یک نمره یا می ذاره ، امروز

 مهرداد با ارائه ی نُه آلبوم در زمینه ی خواننده گی ، به هر حال کاری کرده ...

 

 - به هر حال ... بله ... به هر حال ، خودش خیلی خوبه !!!

 

 - نُه آلبوم برای یک خواننده ، نشانه ی فعال بودنشه ، یعنی ...

 

 - فعالیت کردن و سابقه برای کسی اعتبار نمیاره نادر جان ! ببخشید خیلی واضح و لُری میگم ، خیلی ها سی ساله در

 شهرداری کار می کنند و هنوز سپور اند، البته سپور هم چیز بدی نیست، اما درکار موسیقی هم  ما کسانی را داریم که ...

 

 - یعنی در زمینه ی هنری کسی سی سال کار کرده باشه ...

 

 - سی سال در کار هنری هستند و سپور اند . این سابقه به کسی اعتبار نمیده ، اون کارهایی که انجام میدی ، بهت

 اعتبار میده.

 

 - برای خواننده بودن ، غیر از این که یک خواننده صدای درست و خوبی باید داشته باشه ، چه چیزهای دیگری را هم باید

 در نظر داشته باشه و کی باشه ؟

 

 - خواننده گی مقوله است که مثل بچه ای می مونه که به دنیا میاد و باید شناسنامه برای اون بچه بگیری. اگر شناسنامه

 نداشته باشه ، کار اون خواننده ، کار نیست، پس باید حتمن شناسنامه ی خودش را داشته باشه.

یعنی اگر شما امروز صدای آقای ستار را به عنوان یک خواننده ی خوب و قدیمی می شناسید و دوست دارید ، ایشون

 هم کارش معتبر بوده و هم شناسنامه داشته وگرنه ستار نمی شد. اگر «شهرام شب پره» تا به امروز تونسته شهرام

 شب پره بمونه ، کارش شناسنامه داشته ، اگر کسی کارش شناسنامه نداشته باشه ، اصلن خواننده نیست ، شبیه -

 سازی می تونه باشه.

 

 - «مهرداد آسمانی» نه تنها برای خودش، بلکه برای بسیاری از خواننده گان پُلی بود ، پله ای بوده ، خُب ، وقتی که

 «مهرداد آسمانی» میاد در مدت نه چندان طولانی از سال 1990 تا الان که تایم زیادی نمی تونه باشه برای درخشش یک

 خواننده ای که امروز هم خواننده هست و هم آهنگ ساز ، چه انگیزه ای باعث شد که «مهرداد آسمانی» بخواد باعث

 موفقیت دیگر خواننده گان هم بشه؟ چه مرد و چه زن!

 

 - کارهایی که ضبط می شد خُب ، حتمن مورد پسند دیگر دوستان و همکاران هم قرار می گرفت و با درخواستی که

 داشتند لطف کردند و سراغ من آمدند ، تلفن به من زدند و من هم هر آن چه که در توان داشتم براشون انجام دادم.

 به دلیل این که من فکر می کنم ماها باید به هم کمک کنیم ، با کمک کردن به همدیگه ، هم کار خودمونو بهتر می کنیم

 و هم کار طرف مقابل را بهتر می کنیم.

 اولین خواننده ای که در غربت موسیقی منو اجرا کرد خانم «نوش آفرین» بود ، دو تا کار بود از آقای «علیرضا میبدی» که

 من برای خانم «نوش آفرین» ساختم . من با آقای «فرخ تُرک زاده» کار کردم و فکر می کنم هفت یا هشت آهنگ ، باز

 هم از ترانه های آقای «علیرضا میبدی» با آقای تُرک زاده کار کردم ، و بعد خانم «دلارام» بود و بعد از ایشون خانم «لیلا

 فروهر» بود که فکر می کنم پنج یا شش آهنگ باهاشون کار کردم.

 

 بعد از خانم فروهر ، خانم «شهره صولتی» و بعد آقای «شهرام صولتی» ، آقای «شهرام شب پره» و  بعد خدا رحمت

 کنه خانم «مهستی» ، آقای «ستار» و آقای «منصور» آقای «آرمان» ، آقای «سامان» و امیدوارم که اسم کسی را از

 قلم نندازم ولی این دوستان و همکاران کسانی بودند که من باهاشون کار کردم . هم بسیار خوش حالم که کار من

 در کار هنری شون تاثیر مثبت داشته و با عشق هم براشون کار کردم و از چند سال پیش به این طرف هم با خانم

 «گوگوش» همکاری داشتم که فکر می کنم نزدیک به شانزده یا هفده آهنگ برای خانم «گوگوش» ساختم و با

 کارهایی که برای خودم در این نُه تا آلبوم ، نمی دونم چه آماری داره ولی به هر جهت ، تلاش من این بود که برای

 جامعه ام ، جامعه ای که به موسیقی هم نیاز داره و نیز همه ی همکارانم مفید باشم.

 

 

 - خُب ، پس «مهرداد آسمانی» با یک کارنامه ی بسیار درخشانی تا به امروز کارش را دنبال کرده ، وقتی که خواننده هایی

 که شما دارید از ایشان یاد می کنید ، خواننده هایی هستند سوپر استار و بسیار مطرح ، معروف و محبوب و قبول یک ترانه

 از سوی چنین خواننده هایی بسیار دقیق صورت می گیره ، و هیچ شکی درش نیست ، پس من امروز می تونم از مهرداد

 آسمانی بپرسم که آقای مهرداد آسمانی! برای پیشرفت موسیقی ما در خارج از کشور چه کردید؟

 

 - همین ها که گفتم ، در آلبوم هاشون ، در میوزیک ویدیوهایی که پخش می شه ، کارهایی از من هم هست که اگر

 خوب بوده ، مورد قبول قرار گرفته و به درد جامعه خورده ، اگر نه ، خُب ، نخورده. من نمی تونم بشینم این جا به خودم

 نمره ای بدم ، اگه به منه که بیستم! ولی نظر من مهم نیست که برای خودم نمره ای قائل بشم ، در نهایت اون بخش

 درست جامعه ، که موسیقی را خوب متوجه می شه ، اونا مهم اند که به کار هنری یک هنرمند نمره بدهند.

 

 - نقش یک هنرمند در جامعه چه قدر هست ؟ چه قدر قدرت داره ؟

 

 - خیلی زیاد ، خیلی زیاد ، به هر جهت ، به دلیل صورت آشنا ، یک تصویری که مدام از تلویزیون پخش می شه و در

 رسانه ها هست ، خُب ، خیلی مهمه که وقتی یک نفر را می شناسند ، اون شخص هم وظیفه اش سنگین می شه

 نسبت به جامعه اش  و هم این که حساسیت ها روی اون خیلی بیش تر می شه . یک آرتیست ، اگر اسم خودش را

 آرتیست می ذاره ، باید نقش مستقیم در ارتباط با مردم داشته باشه ، وظیفه ی یک هنرمند فرهنگ سازی هست.

 

 - قبل از شما بسیاری از هنرمندان به خارج اومدند، مقیم خارج هستند و چند سالی قبل از شما، این جا سکنا پذیرفتند

 چرا شما هنرمندان و شما که جزء هنرمندان فعال هستید ، چرا نتونستید اتحادیه ، سازمان و یا بنیادی را تاسیس کنید

 و در کنار هم باشید؟

 

 - جامعه ی هنری ، جدا ازکل جامعه نیست ، ما بخشی از یک جامعه ی بزرگ تر هستیم که یک فرهنگی را با خودمون

 می کشونیم...

 - اما قدرت و زور جامعه ی هنری تا چه اندازه ای بالاتر با پایین تر می تونه باشه ؟

 

 - جامعه ی هنری ، چه در غربت و چه در ایران ، بذارید مثال براتون بزنم ، ما در کُشتی همیشه مدال می گیریم، در وزنه -

 برداری مدال گرفتیم ، تا بعدها هم می گیریم ، در تکواندو مدال میاریم ، اما در فوتبال هیچ موقع مدال نمیاریم یا سال ها

 ست که نیاوردیم ، سر و صداش زیاده ، مگر فوتبالیست ها سوپر استار نیستند؟ اونا هم سوپر استارند دیگه ، پس چه

 طور با این همه اسم و رسم و پول های گنده و اینا ، چندین ساله که نتونستند جام قهرمانی آسیا را برای ایران به دست

 بیاورند ؟ چرا ؟

ما یک مشکل فرهنگی داریم، مشکل فرهنگی ما اینه که ما درک درست و صحیحی ازمنافع مشترک و درد مشترک نداریم

 یعنی اگر آقای رفیعی حالش خوبه، زندگی خوبی هم داره، اهمیت نمیده که اون آقا، اونور، وضع زنده گیش چه طوره ؟

 اگر مهرداد کارش درسته، اگر زنده گیش درسته، دیگه همینه دیگه، با افکار خودش. فقط این در رابطه با موسیقی نیست

 در همه جای جامعه ی هنری ما می تونیم این موضوع را به راحتی ببینیم، خیلی راحت. موزیک ایران را از فضا که نیومدند

 بسازند، پایه گذاران موسیقی پاپ در ایران معلومه که چه کسانی هستند، من در مورد بخش موسیقی پاپ حرف می زنم

 خُب ، اونا از کجا اومدند ؟ از جامعه ... این درخت از اول کج رفته ، تا آخرشم کج میره، اصلن قرار نیست اتفاقی بیفته که

 من بیام باعث اون اتفاق بشم ، در جایی که همه تیمسار و سرلشکر هستند و دربان هم نداریم و سرباز صفر هم نداریم

 همه مدعی ، هیچکس ، هیچکس را قبول نداره ، این خوب می خونه ، اون بده ، این بلد نیست ، اون خوبه ، همه به هم

 صبح تا شب نمره میدن، قرار نیست که اتحادیه ای به وجود بیاد، چون همون جا هم که نشستند، همدیگرو قبول ندارند .

 حالا این در بخش موسیقیه که یکی از شاخه هایی هست که از یک جامعه ی بزرگ تری داره میاد ، اون جامعه

 جامعه ی کوچه وبازار و همون جایی هست که همه مون اون جا بزرگ شدیم ، همون اتفاقی که برای فوتبال افتاده

 همون اتفاقی که برای ورزش های گروهی افتاده، هیچ وقت ما موفق نشدیم، البته شاید یک بار، اتفاقی چیزی پیش

 اومده باشه ولی تداوم نداشته.

 

 

 

 

 

Home                                                    News

 

 

 

 

copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved