- آقای آسمانی ، هنگامی که خودتون مصمم شدید که به طور حرفه ای در جامعه ی هنری حضور پیدا بکنید چه کسانی

 پشتوانه ی شما بودند ، منظورم کسانی هستند که در زمینه ی شعر و آهنگ در کنار شما بودند ، آیا اونا شرایطی برای این

 که آثارشون را در اختیار شما قرار بدهند برای شما داشتند یا این که نه ، به هزینه ی مالی نگاه می کردند که از مهرداد

 آسمانی این پول را بگیرند ؟

 

 - اصلن این شکلی نبود، در زمانی که من می خواستم این کار را شروع بکنم با محمد صالح علا شروع کردم.

 محمد صالح علا  اولن نیاز مالی به این کار نداشت ، در ایران فیلمش را بازی می کرد ، بیزینس داشت ، کار رادیو تلویزیون

 انجام می داد ، اصلن نیازی به پول شعر نداشت که بخواد به خاطر پول به من شعر بده .

اون جا یک میزانی بود برای این کار ، یعنی این که من شاگرد دکتر داریوش صفوت بودم ، من با خاتم عسگری کار کردم ، من

 با محمد رضا روح بخش کار کردم، پعد بلند شدم اومدم این جا به کارم ادامه دادم ، ولی به عنوان مثال، کسی که با عنوان

 راننده می اومده اروپا دنبال خواننده ها ، و حالا خواننده شده ، اصلن نمی دونم که اسم این کار را چه باید گذاشت ؟

 هیچی هم از این کار نمی دونه ، خُب ، این که درست نیست .

 یعنی وقتی که این سیستم هست ، من شخص خودم را دارم میگم ، ترجیح میدم که کار دیگری بکنم ، بیزنس دیگری

 داشته باشم ، فعالیت خودم را کمتر می کنم و اگر دلم خواست ، اگر دیدم اون کاری که به نظرم درست میاد انجام میدم 

 اگر هم درست نیاد انجام نمیدم.

 بنابراین من نیاز مالی خودم را از این کار کنار گذاشتم، یعنی به این کار نیاز مالی ندارم ، ولی خُب، کنسرت هامو دارم اجرا

 می کنم ، پولم را هم می سازم.

 

 

 - از راه هنری ؟

 

 - بله از راه هنری پولم را می سازم ولی به اون شکل نیستش که حتمن باید کار بخونم، حتمن باید کار تازه ای داشته باشم

 حتمن یه آلبوم منتشر بکنم ، یا برم توی عروسی بخونم ، توی ختنه سورون بخونم ، نه ، نیازم به این کار نیست و خدا را صد

 هزار مرتبه شکر .

 و اساس اون هم بر اینه که به یک کار دیگه فکر کردم، شبانه روزم را هم گذاشتم برای اون کار، برای این که زنده گی ام را

 بگذرونم  و تن به هر کاری ندم که واقعن علاقه ای بهش ندارم.

 

 - آقای آسمانی ، برخی از ترانه سرایان و دست اندرکاران هنری میگن که کارهای امروزی برخی از خواننده های تازه نفس

 عبارت های بسیار ساده ای استفاده می شه و این مورد اعتراض شون هست .

 بعضی از کسانی هم که در این حرفه ی خواننده گی گام گذاشتند این طور می گویند که عبارت های ساده به خاطر

 خانواده های برون مرز خارج از کشور نوشته می شه  ، تعداد کلماتی که نوجوانان این خانواده ها  یاد می گیرند محدوده

 و اونا با ادبیات داخل کشور به اون صورت آشنایی ندارند ، پس بنابراین بهتره که ما از کلمات ساده برای کارهامون استفاده

 بکنیم که این نوجوانان بتونند ما را درک بکنند و بفهمند که ما چی میگیم.

 و تعدادی از ترانه سرایان و آهنگ سازان و شاعران مخالف اند با یان گونه اجراها ، ولی خودتون هم اشاره کردید که همین

 طور این نسل خواننده در بازار هست ، چه باوری دارید شما آقای آسمانی ؟

 

 - ساده نویسی ایرادی نداره ، غلط نویسی ایراد داره ، ساده نوشتن و کار ساده اجرا کردن بد نیست . یک سری عبارت

 هست که  در این ترانه ها می شنویم  مثلن نمی دونم «اولشه» ، «آخرشه» ، «دمت گرم» و... این ها که اصلن یه حرف

 هایی هست که من نمی دونم در کجای ترانه می گنجه ؟ حرف های کوچه و بازار ؟ البته این جا هم داریم که رپ می کنند

 خیلی حرف های دیگر را هم می زنند ، اینا همش به سلیقه برمی گرده .

 من نه می خوام بگم اون کارهای ساده بد هستند ، نه می خوام بگم که کار مشکل خوب هست .وقتی که ساده بنویسی

 مهم اینه که تصویری که دیدی چه بوده ، چه تصویری می بینی ، ساده بنویس  اما تصویر زیبا بنویس ، غلط ننویس ، اوزان

 عروضی را رعایت کن ، ترانه یک صنعت هست ، صنعت ترانه را رعایت کن و ساده بنویس.

 

 - یا ساده اجرا کن!

 

 - ساده اجرا کردن هم سلیقه ست ، هر صدایی به دل یک گروهی می نشینه ، این که مثلن بیاییم بگیم که استاندارد

 خواننده گی یعنی این ، نمی شه ، خُب اگر بنابراین حرفی که ما بخواهیم تعیین کنیم که کی به کیه و کی باید بخونه و کی

 نباید بخونه، درست همون حالتی پیش میاد که پانزده سال پیش در ایران بود و فقط موسیقی سنتی اجازه ی فعالیت داشت

 یعنی هر کسی که موسیقی سنتی می خوند، چهچه هم بلد بود بزنه، اون خواننده بود  و کسی دیگه خواننده نبود یا اصلن

 اجازه نداشت که بخونه.

 صدا سلیقه ست ، موسیقی سلیقه ست ، ولی به هر جهت توی این ترکیب کلی که ما داریم و از صنعت ترانه حرف

 می زنیم اون قوانین اش را باید رعایت بکنیم ، به زیبایی آفرینی فکر کنیم ، یعنی یک کار زیبا خلق کنیم .

 من فکر می کنم امروز اگر کاری تولید می شه بیش تر برای ساختن پول هست و نه برای موندگاری . شاعر پول بسازه

 آهنگ ساز پول بسازه ، همه پول بسازند . کمپانی  هم حتا کارهایی را که راحت تر باشه را بیش تر تمایل داره که خریداری

 بکنه، جامعه هم همین طور ، جامعه هم کار راحت تر را بهتر قبول می کنه ، بد هم نیست ، من کسی نیستم که بخوام

 ایراد بگیرم از این داستان ، شما نظر منو می پرسید و منم دارم نظرم را میگم  ، من این کار را نمی کنم ، بازم نمیگم که

 کار درستی می کنم ، ما این قدر تو کارمون گرفتاری داریم آقای سپهربند ، حالا به عنوان مثال دارم میگم که یک آقایی از

 کجا تلفن می زنه و به من میگه عکست را بده ، من عکس ام را نمیدم ، بهش میگم که من شما را نمی شناسم و

 مجله ات را هم نمی شناسم عکس بهت نمیدم و بعد کار می کشه به تهدید  که «تو اروپا میای دیگه! ببین بچه های

 امنیتی چی کارت می کنند تو اروپا!»

 «دوبی می خوای بیای دیگه» !!!

 ببینید کار ما به کجا می رسه که منی که باید بشینم و یک آهنگ زیبا بسازم، باید فکر کنم که کار خوب بخونم، به دلیل این

 که عکس ام را نخواستم به یک مجله ای که نمی شناسم بدم ، کار به تهدید می کشه ، یعنی ارزشی برای این کار قائل

 نیستند دوستان و رفقا ، برای کسانی هم که از این کارها می کنند من علاقه ای ندارم که عکس ام را به شما بدم ، به

 همین راحتی.

 و بعد تهدید میشم که این مجله توسط بچه های امنیتی ایران اداره می شه ، تو می خوای بیای اروپا ، میگم با چاقو بزننت

 من می خوام بگم که من باید به کار خوب و درست فکر کنم ، به بهتر شدن فکر کنم یا باید به این فکر کنم که یکی نیاد

 منو با چاقو بزنه ؟

 

 

 - حالا چرا گفتند بچه های امنیتی...

 

 - من دارم یه موضوع کلی را میگم ، داریم کلی می پردازیم به این داستان که این داستان فعلن هیچ جاش درست نیست.

 

 - ولی خُب آقای آسمانی شما نفی نکردید ولی این ترانه سرایان ما ، شاعران ما که در گذشته بسیاری از خواننده های

 صاحب نام کارها و آثارشون را اجرا کردند نظر شما در باره ی عقیده ی اینا که میگن نباید ساده خوانی بشه چیست ؟

 

 - اون ها این کار را شروع کردند ، این نوع ترانه ، ترانه ی نوین ایران را اون ها پایه گذارش هستند ، اگر حرفی می زنند من

 حرف شان را قبول می کنم برای این که اونا استادان این کار هستند و اگر اونا نظری میدن نه این که می خوان بگن که فقط

 ما خوب ایم ، اونا نظری رو میدن که اگر کسی هم میاد این کارو میکنه کارشو بهتر انجام بده.

 آقای «مسعود امینی» ترانه ی محاوره را به زیبایی می نویسه ، «محمد صالح علا» زبان محاوره را به زیبایی می نویسه ولی

 هیچ وقت از اون استاندارد ترانه بیرون نمیرن ، این صنعت را می شناسند .به عقیده ی من باید اول شاعر بشی و بعد

 ترانه سرا بشی چون ترانه سرایی خودش یک صنعته و باید این کار را بلد باشی . شعر گفتن به نظر من آسون تر از ترانه

 نویسی هست ترانه نویسی بسیار مشکله ، خیلی ها را داریم که شاعران خوبی هستند اما ترانه نمی توانند بنویسند.

 این نظریات اونا را باید به عنوان یک وسیله ای استفاده کرد که کار را بهتر کرد نه این که به این نظرات با این دید نگاه کنی

 که فکر کنی این ها اصلن می خواهند که از ریشه بزنند.

 فراموش نکنیم که اگه به عنوان مثال «شهیار قنبری» ، «ایرج جنتی عطایی» ، «اردلان سرفراز» بخواهند کار راحت بنویسند

 اینا استاد این کارند  و خانم «زاکاریان» و آقای «امینی» یا آقای «صالح علا »یا خانم «هما میرافشار» این ها اگر بخواهند

 کارهای ساده را بنویسند مثل آب خوردن می نویسند ، می دونید چی میگم؟

 ولی اینا میگن مایی که از این پله ها گذر کردیم  و به این جا رسیدیم حالا به شما می گوییم که این نوع کار خدمتی به

 موسیقی نمی کنه .

  من میگم که می شه ترانه ی راحت نوشت ولی با پیام زیبا و با رعایت صنعت ترانه، رعایت کردن اصول ترانه نویسی ، اگر

 اصولش را رعایت نکنی و هر چه دلت خواست بنویسی خیلی بده.

 توی خیابون هم مردم خیلی حرف ها می زنند ، همه ی اون حرف ها را نمی شه آورد تو ترانه ، البته تو رپ این جا هست

  ولی شاید تو فرهنگ ما قابل قبول نباشه.

 

 - آقای آسمانی، من یک نکته را به شما بگم اسمی هم نمیارم و حتا "سی دی" این کار هم این جا هست و می خواستم

 عقیده ی شما را بپرسم چون نکات بسیار زیبایی را مطرح کردید در راحت نویسی و صنعت ترانه.ببینید من وقتی این موزیک

 را گوش می کنم لذت می برم ولی به عنوان مثال دارم میگم ، مثلن میگه :

 «اسم من آنوشه

 من صبح از خواب بیدار میشم

 می رم مدرسه ، برمی گردم

 میرم جکوزی

 بعد می گیرم می خوابم

 مامانم هم از من راضیه»

 این یک شعری هست که الان ...

 

 - خُب مامانش ازش راضیه دیگه ... هر کسی یه جور راضی می شه ، مامان اونم این جوری ازش راضیه که اون بره مدرسه

 و جکوزی ...

 

 - یعنی این شعری ست که الان در یکی از آلبوم هاست!!

 

 - حالا من از شما می پرسم  آیا اون کسانی که در این کار استخون سوزوندند ، کهنه کارند در این کار ، حق ندارند به این

 کار ایراد بگیرند؟ آیا اونا حق ندارن بگن آقا این چه کاریه که شما رفتید حتا وقت گذاشتید و ضبط کردید ؟ حالا من از شما

می پرسم آیا حق ندارند؟

 

 - بله و به همین دلیل هم از شما سوال کردم که نظر شما ...

 

 - این کار کجا ضبط شده ؟

 

 - نمی دونم.

 

 - در خارج از کشور؟

 

 - بله در خارج از کشور، حالا آقای مهرداد قبل از این که سوال دیگری مطرح کنم چون شما به رپ اشاره کردید و مطرح کردید

 حالا باز هم دوباره منو یاد ترانه ای انداخت . رپ خوانی در ایران بسیار متداول شده و به خصوص در تهران ، اگر شما وقت

 داشته باشید و به این وب سایت ها مراجعه کنید ، رپ خوانی بسیاری از بچه ها را می بینید . این آقای محترم میاد در یک

 پیامی به نثرقبلی خودش میگه که : «شماها ماهید ، ما خورشیدیم»

 

 - به کی میگه ؟ شماها یعنی کی ؟

 

 - خواننده هایی که مربوط به نسل قبل هستند.

 

 - بله!

 میگه که : «هر کی هم ما را قبول نداره به نوعی نابود می شه»...

 

 - چه جوری ؟!!

 

 - با ترانه ها و رپ خونی هاشون لابد ، و بعد هم ایشون میگه : «تمام شما ستاره ها دور من می گردید»

 

 - در ترانه اینا را میگه ؟

 

 - بله ، در رپ خوانی اش داره میگه و میگه : «شماها چوب لای چرخ ما می ذارید»!!

 

 

 - چه جوری چوب لای چرخش می ذارند که اینا رو گفته ؟ اگر چوب لای چرخش می ذاشتند که نمی تونست ...

 چوب لای چرخ نذاشتند که این حرفا رو زدی، این قدر بی پروا بودی، این قدر در و پیکر برات باز بوده که تونستی این حرفا

 رو ضبط کنی و بخونی پس چوب لای چرخت نذاشتند ...

 به غیر از این که همه ی اون کسانی که تو این کار در یک رشته ای کار می کنند باید حامی هم باشند، رپ کردن که ایرادی

 نداره که ، اتفاقن من خودم موسیقی رپ را دوست دارم ، یکی از کارهایی را هم که اجرا کردم در بخشی از این کار به

 سبک خودم رپ کردم  ، اما این که چی میگی؟ مهمه ،  چه موسیقی اجرا می کنی مهم نیست ، چی میگی ؟؟ 

 کاری را که شما داری اجرا می کنی وقتی اون ترکیباتی که اری ازش استفاده می کنی از حرف هایی استفاده کنی مثل

 حرف های ملی ، میهنی ، مردمی و اجتماعی ، خُب ، چرا که نه ؟ حرفت را بزن ، خیلی هم خوبه ولی آخه این حرف

 نیست که !!! شما ستاره ای ، من خورشیدم ، دور من می گردی !!!!! همیشه بازم دورت می گردیم ، دستت درد نکنه.

 

 - ایشون میگن : آقا «حرف های من مثل ستون های تخت جمشید مُحکمه» !!!

 

 - خُب ایشون مثل همونی که مامانش ازش راضیه ، می تونه از خودش راضی باشه ولی دلیل نمی شه که این حرف ها

 حرف های درستی باشه ، باید این حرف ها بیاد بیرون ، به گوش شنونده برسه ، اگر درست باشه ، مطمئن باشید براش

 دست هم می زنیم ولی اگر بد باشه اون وقت آقایون کهنه کار قدیمی حق دارند قیچی تون بکنند!

 

 - آقای آسمانی! دوستان زیادی که هم طرفدار خانم گوگوش هستند و هم طرفدار شما هستند از شما و خانم گوگوش گله

 دارند و گله شون اینه که شما با اجرای کنسرت هاتون در امریکا نظر علاقه مندان و طرفداران تون را تامین می کنید واین گله

 بیش تر از سوی هموطنان ما در داخل کشور هست که چرا خانم گوگوش و آقای مهرداد آسمانی این کنسرت ها را در نزدیک

 کشور ایران حالا یا ترکیه ، یا امارات یا دوبی برگزار نمی کنند ؟

 

 - در مورد گله ای که از من دارند که من هیچ وقت به دوبی نرفتم و کنسرتی نداشتم با توجه به این که توی این چند سال

 پیشنهاد زیادی داشتم برای اجرای کنسرت در دوبی ، ولی هیچ وقت قبول نکردم و این نظر شخصی خود من هست ، هیچ

 پُز هم نمیدم ، کسی هم کارش را اون جا اجرا می کنه به هر جهت هر کسی با اعتقادات خودش زنده گی می کنه.

اما فکر می کنم که خانم گوگوش چند سال پیش در دوبی برنامه داشتند و فکر می کنم که امسال هم برنامه خواهند

 داشت ، البته مطمئن نیستم ولی تا اون جایی که خبر دارم احتمالن یک قرار دادی را برای دوبی قراره که امضا بکنند .

 

 - و شما ؟

 

 - نه ، من نیستم ، خانم گوگوش تنها هستند ، پس دیگه گله از خانم گوگوش رفع شد.

 

 - ولی گله در مورد شما ادامه داره!

 

 - من شرمنده.

 

 - در ترکیه چی آقای مهرداد آسمانی؟

 

 - در ترکیه اون طوری که من شنیدم زیاد محیط مناسبی برای اجرای کنسرت نیست ، این طور که من از دوستان همکار و

 بقیه ی دوستان شنیدم محیط زیاد خوب نیست و اگر هم کنسرتی اجرا بشه مثل امارات مورد استقبال قرار نمی گیره .

 کشور ایران هم ظاهرن برای امارات و دوبی تسهیلات را فراهم می کنه ... باشه ، نگم ؟؟ ... نمیگم.

 

 - نه ...

 

 - کشور ایران هم بیش تر علاقه داره که مردم به دوبی برن برای کنسرت ها یا احیانن سرمایه گذاری یا هر چی تا ترکیه ...

 ولی خُب ، گله از خانم گوگوش رفع شد .

 

 

 - بله ، بله ، با این توضیحی که شما دادید ، تاریخش کی هست؟ گفتید ممکنه این کار را انجام بدهند.

 

 - من میگم تا اون جایی که من می دونم قراره که امضا کنند...

 

 - حدس شخصی بنده ست که ممکنه مثلن در ایام نوروز باشه !!

 

 - به خدا نمی دونم ، اگر می دونستم می گفتم حتا این را هم مطمئن نیستم که قرارداد را امضا کرده باشند ، ما در خیلی

 داستان ها با هم هستیم، تورهایی که اجرا می کنیم، برنامه هایی که اجرا می کنیم خیلی راحت با هم کار می کنیم 

 یه بند داریم ، یه «ساند چک» داریم ، یه «درامر» داریم ، یه «ساند من» داریم ، یه «لایت من» داریم  ، گفتم که خیلی

 راحت با هم کار می کنیم روی صحنه .

 اجرای دو نفره بسیار سخته ولی در نوع اجرایی که ما می کنیم اصلن اون حالتی که بخواد یکی ، دیگری را اذیت بکنه وجود

نداره ، واقعن وجود نداره.

 

 - مگه متداوله قربون ؟

 

 - بله ، شاید یه خواننده ای با یه خواننده ی دیگه برنامه می ذاره ولی« ساند من» خودش را باید ببره ، اون میگه که نه

 من باید «درامر» خودم را بیارم . اما ما یک وضعیتی را فراهم کردیم که البته با مدیریت خانم گوگوش بوده که ما از این

 مشکلات ندرایم و در خیلی از داستان های کنسرتی هم با هم راحت مشورت می کنیم و نظر دو نفر تامین میشه .

 ولی در مورد دوبی گفتم که تا اون جایی که می دونم قراره که قرارداد را امضا کنند ، تاریخشو مطمئن نیستم .

 

 

 - خیلی ممنون، ای کاش فرصتی فراهم می شد که می تونستیم با خودشون هم صحبت کنیم .و این سوال که آیا کنسرت

 گذاران لس انجلسی هستند یا ممکنه که محلی باشند؟

 

 - به هر جهت اصل این داستان در لس انجلس هست و حتمن کنسرت گذاران لس انجلسی خواهند بود.

 

 - بله ، خیلی تشکر می کنم و حالا این کنسرت گذاران لس انجلسی چه کسانی هستند؟

 

 - دیگه بذارید انشالله بعدن درست میشه!!! اسرار مردم که همه را فاش نمی کنند ... ولی به هر جهت گله رفع شده دیگه

 فقط من کماکان  شرمنده ام.

 

 

 - ولی امکان داره این اتفاق یه روزی برای شما بیفته ؟

 

 - این نظر شخصی منه ، البته امکان داره ، من تافته ی جدا بافته نیستم ، منم مثل بقیه ی همکارانم هستم و همه شونو

 دوست دارم ولی اگر قرار باشه چرا این اتفاق نباید در داخل کشور خودمون بیفته ؟ در مورد موسیقی این طرف و اون طرف

 که شما از من می پرسیدید من می خوام بگم که کی این صدای حلال و حرام را تعیین می کنه ؟؟

 صدا که دیگه حلال و حرام نداره که !! اما ماها خواننده های این طرف ، صداهای حرام هستیم ، شاعران شعرشون حرامه 

 موسیقی این طرف حرامه صدای این طرف حرامه ولی صدای اون طرف حلاله ، شعر اون طرف حلاله.

 اینو عمدن میگم حلال و حرام و باهاش مذهبی برخورد می کنم چون اصلن منطق دیگه ای پشت این نیست ، چرا نباید

 خواننده هایی که این طرف هستند برن تو کشور خودشون بخونند ؟ اگر این قدر شرایط فراهم هست  که مامانم میرم

 سونا از من راضیه ...خُب پس چرا شب سپید گوگوش و مهرداد و شهیار قنبری نباید  تو ایران پخش بشه ؟

 چرا کار آقای داریوش و آقای زلاند نباید پخش بشه ؟ چرا ؟ کی این حلال و حرام را معلوم کرده ؟ به هر جهت این سیستم

 هست که باعث شده این اتفاق بیفته ، سیستمی که داره تو اون مملکت کار می کنه . من سیاسی حرف نمی رنم ، این

 یک معضل اجتماعی هست  و شاید هم اصلن اونا از این موضوع هدف سیاسی دارند ، من نمی دونم چه هدفی دارند ولی

 من می خوام این تصویر را به شما نشون بدم که آرتیست از اون طرف میاد این جا، آقای شجریان، آقای ناظری، هر کسی

 دیگه  میاد این جا کنسرتش را می ذاره در کداک تیاتر ، در قلب هالیوود ، در خانه ی شیاطین به اصطلاح دوستان ، میاد

 کنسرتش را می ذاره و میره ، آیا خوندن در قلب شیاطین حرام نیست ؟

 نحوه ی اجرای ایشون با نحوه ی اجرای من چه تفاوتی داره ؟ خُب ، ایشون می شینه رو زمین ، منم می شینم رو زمین

 می خونم !!! ایشون یواش می خونه ، منم یواش می خونم !!! قول میدم  ، آقا این قول همه ی بچه ها از طرف من !!

 حلال و حرام چیه ؟ کی این حلال و حرام را معلوم کرده ؟؟

 مملکت آزاد به این جا میگن ، آزادی یعنی این جا که فیلم های ایران در تمام بقالی های لس انجلس داره به فروش

 می رسه شما یه روز برو تو بقالی ها ، تولیدات ایران ده برابر تولیدات لس انجلسه ، همه را تو ویترین ها می بینی که

 دارندمی فروشند به کی می فروشند ؟؟ به ماها که حرامیم ، به منی که حرامم ، حالا شما به من میگی چرا دوبی

 نمیری؟؟؟ من میگم چرا نرم تهران بخونم ؟؟؟ در کیش بخونم ؟؟ چرا ؟؟ چه فرقی می کنه چند کیلومتر این ورتر و اون ورتر؟؟

 

 شرایطی را فراهم کنید همون طور  که اون دوستان عزیز هنرمند در ایران که انشالله زنده باشند ، سلامت باشند و تو

 کارشون موفق باشند همون طوری که اونا اون جا اجرای برنامه می کنند ، این ها هم بیاان اون جا و اجرای برنامه بکنند .

 شک نکیند اونا نمی تونند جای خوب های این جا را بگیرند ، اصلن شک نکنید ، اگر کسی پیدا شد و جای داریوش را گرفت

 من به اون آقایی که خلال و حرام تعیین کرده مدال میدم.

 شاید تولیدات را از ما گرفتند ولی بچه ها همه دارند می جنگند  و اون هایی که کارشون را بلدند دارند می جنگند، شده

 یکی یک هم ترانه ضبط بکنند، می کنند، این ها عاشق این کارند .همه ی بچه هایی هم که اون جا هستند دارند کارشونو

 می کنند اونا ادامه ی کار اون کسانی بودند که از چهل سال پیش این کار را شروع کردند  ، این ها ، ادامه ی اونا هستند

 اینا که شبونه اختراع نکردندکه مثلن بشینند و شعر نو بگن!!! اینا ادامه ی کار همه ی بچه هایی هستند که در این جا

 هستند و کار می کنند ، پس در نتیجه اون دوستان باید حامی بچه های این جا باشند و یک روزی امیدوارم شرایط فراهم

 بشه که این صدای حلال و حرام از بین بره و  امیدوارم که کسی بر سر کار بیاد که دیگه حلال و حروم سر و صدا نکنه 

 ولی حالا  اگر این جا حرامه سفیرهاشونو این جا نفرستند ، اگه ما حرامیم وقتی میان این جا ، بچه هاشون از اون جا

 با ما حرف نزنند.

 

 - اونی که میاد با شما صحبت می کنه اون داره علاقه ی خودشو به شما می رسونه.

 

 - پس ما حرام نیستیم دیگه ، اونا خودشون ما را دوست دارند ، پس ما ارتباط درستی با هم داریم ، بچه های ایران دوست

 دارند که با بچه های این جا کار بکنند ، ما در ایران نوازنده داریم که وقتی تو استودیو می زنه لذت می بری پنجه هاشو

 می بینی، ما همچین چیزی در این جا نداریم فقط چند تا معدود. حالا مثلن من یه اسپانیش آوردم تو استودیو می خوام

 بهش یاد بدم این ملودی را باید با این مزه ی ایرانی بزنی ، بلد نیست که ، ولی اونی که در ایران هست می فهمه ، اون

 حرف منو می فهمه منم حرف اونو می فهمم راه را باز کنید.

 

 - یعنی شما میگید که راه را دو طرفه باز کنند ؟ منظورتون اینه ؟

 

 - اصلن راه را باز کنید این ها برگردند مملکت شون ، این چه بساطیه آخه ؟ آخه در کجای دنیا یه همچین چیزی مرسومه ؟

 راه را باز کنید اینا هم برن اون جا زنده گی شونو بکنند.

 

 

NEXT

 

 

 Home                                      Back                                    News

 

 

 

 

copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved