- به نظر شما فُرمت کار خانم گوگوش ، قبل از این که همکاری با شما را آغاز بکنند و بعد از این که با شما آغاز به کار کرد

 تا چه اندازه یا درش تغییر و تحول ایجاد شده؟

 

 - بچه هایی که بعد از انقلاب ، این طرف آب ، کار موسیقی می کنند ، این موسیقی را که از جیب شون نیاوردند ، این

 ادامه ی همون موسیقی هست ، یعنی ماها دنباله رو موسیقی «واروژان» و «آندرانیک» و «شماعی زاده» و بزرگانی

 هستیم که این کار را شروع کردند . ما که چیزی را از خودمون اختراع نکردیم که ، ما دنباله رو اونا بودیم با تغییر ، با یک

 انرژی بهتر ، با یک نفس تازه تر ... تغییر در کار خانم گوگوش را من نمی دونم تا چه حدی باعث تغییر شدم ، ایشون باید

 خودشون به این سوال ، پاسخ بدن که تا چه حدی کارشون تغییر کرده.

 

 من بهترینم را انجام دادم ، نه فقط برای خانم گوگوش ، برای خودم ، برای هر هنرمندی که کار کردم بهترینم را انجام دادم

 و وقتی اسمم روی کار هست دلم می خواد کاری را بکنم که بهترینم را به هر خواننده ای بسپرم .

 

 خانم گوگوش یک پرونده ی بسیار درخشان مربوط به سی سال گذشته داره و بعد از اون یک سکوت طولانی و بعد غربت.

 شما هرگز نمی تونید کارهایی که بخشی از خاطرات مردم هست را با کارهایی که تازه ضبط  می شه مقایسه بکنید

 شاید بیست سال دیگه ، همین نظریات تغییر پیدا بکنه و بگن که کارهای قبلی بهتر از کارهای امروز هست .

 

 خُب ، معلومه ، آقا می شینه تو ماشین ، داره میره مسافرت ، با عشق اش ، با همسرش ، با بچه اش ، آهنگ می ذاره

 خاطره داره ، باهاش عاشق شده ، خندیده ، گریه کرده ، رقصیده ، و این می شه بخشی از زنده گیش ... پس اون کار

 گذشته را به هیچ عنوان نمی تونیم با کارهای امروز مقایسه بکنیم . ولی من فکر می کنم که با حضور «شهیار قنبری»

 و «زویا زاکاریان» پشتوانه ی خوبی بود برای ترانه ی خوب.

 

 این یک پشتوانه بود و شاید اگر ترانه ی خوب نبود، من هم نمی تونستم کاری بکنم. همه ی این گروه دست به دست هم

 دادند تا یک اتفاق خوب بیفته. صدای خانم گوگوش، یک صدای جادوئیه، اینو فقط من نمیگم ، می تونین از همه ی خواننده

 های دیگه هم بپرسید ...

 

 - اینو که تاریخ ثابت کرده با این چند سال خواننده گی ...

 

 

 

 - اجرای ترانه توسط خانم گوگوش ، به موفقیت ترانه کمک می کنه . اگر ترانه ضعیف هم باشه ، موسیقی ضعیف هم

 باشه ، خُب ، صد در صد در پرونده ی کاری خانم گوگوش ، موسیقی ضعیف هم بوده ، همه ی کارها که قوی نبوده که

 موسیقی ضعیف هم بوده در پرونده ی کاری ایشون ، اما چون ایشون اجرا کرده و خوب اجرا کرده ، زیاد اونجوری

خودشو نشون نمیده که دیگران که اجرا کردند خودشو نشون داده.

 پس یک مجموعه ای با پشتوانه ای خوب از دو ترانه نویس خوب «شهیار قنبری» و «زویا زاکاریان» و از اون طرف هم

 کسانی که در بخش موسیقی، به موسیقی من کمک کردند، «منوچهر چشم آذر»، «اندی جی »این ها همه موثر بوده.

 چند کار هم آقای «بابک امینی» برای خانم گوگوش داشتند که البته اون کارها ، کار مشترک من و آقای «امینی» نبوده

 ولی به هر جهت ، اون آقا هم این شهامت را داشت که برای گوگوش آهنگ بسازه ، شهامت می خواست  چون امروز

 مقایسه شدن این کارها با کارهای گذشته خیلی سخته. ما خیلی ها را داشتیم که این جا کار کردند ولی جون به مرور

 زمان کار کردند و کار خوب و بود هم داشتند ، مثلن آقای «داریوش» برای من ساختن آهنگ برای آقای «داریوش» خیلی

 راحت تر هست تا برای خانم «گوگوش»...

 

 - به چه دلیلی؟

 

 - به این دلیل که خانم «گوگوش» بیست و پنج سال سکوت کرده بود و هر چی بوده، همون ها بوده و هر چی که مردم

 شنیدند همون ها بوده ، این قدر شنیدند که بخشی از رگ و خون شون شده و فکر می کنند همه ی دنیا همونه.

 ولی آقای «داریوش» کار کرده ، کار عالی خونده ، کار خوب خونده ، کار متوسط خونده ، کار ضعیف هم خونده ، پس

 وقتی در پرونده اش همه ی این کارها را در طول این بیست و پنج سال داره، خُب، معلومه براش کار ساختن راحت تره.

 

 - آیا در کارنامه ی کاری خودت این طور نبوده؟ هم آهنگ قوی بوده ، هم خوب و هم متوسط و هم ضعیف ؟

 

 - چرا ، در کار همه مون بوده ، معلومه که بوده ، در کار من بوده.

 

 

 - برای سوپر استار بودن ، به قول شما خواننده هایی هستند که میان در یک سطح یا  اصولن در یک محیط هنری ، در

 یک فضای هنری می مونند و باقی می مونند، اما بعضی خواننده ها هستند که حالا چه در محیط امریکایی و چه ایرانی

 فرقی نمی کنه ، میان و در مقام سوپر استاری قرار می گیرند ، آیا برای سوپر استار بودن یا ماندن ، زمان مشخصی

 براش هست یا نه ؟

 

 - اولن کسی که به اون درجه برسه ، باید در حقیقت لیاقتش را داشته باشه از هر جهت ... از جهت هنری ، چهره و

 شهامت . کار هنر شهامت هم می خواد. ما باید ببینیم در این دوره کسی را داریم که همه ی این خصوصیات را داشته

 باشه و تبدیل به یک سوپر استار بشه یا نه ؟

 

 - مهرداد آسمانی! دوست عزیز! من فکر می کنم با موج جوانانی که امروز ، روز به روز آدم در اون ها درخشش و استعداد

 های بیش تری را می بینه ، فکر می کنی که این موج ، یک موج موقته یا این موجی هست که داره روز به روز بزرگ تر

 می شه و داره قدرت بیش تری پیدا می کنه و قدرتی خواهد شد که مسیر موسیقی را عوض بکنه ؟

 

 - انشالله همین طوری باشه که شما میگین ، انشالله همین طوری می شه که این موج قوی تر بشه ، شک نکنید

 این بچه هایی که اون جا هستند، در بین شون استعداد های زیادی داریم که شاید هنوز کشف نشده اند، شاید امکان

 کار بهشون داده نشده صد در صد. انشالله بهتر می شه و خوب می شه.

 فقط این که باید کار موسیقی را در سرزمین مادری پیگیر بود، کشف استعداد ها را باید از اون جا شروع بکنیم و ببینیم

 که استعدادی وجود داره ؟ اونا را بیاریم که تعلیم ببینند و اون کیفیت لازم برای سوپر استار شدن را پیدا کنند .

 

 مثالی براتون می زنم ، ما دختر زیبا شاید در دهات فلان جا خیلی داشته باشیم ولی وقتی که به یکی میگن «مادِل»

 هست یعنی این که ایشون رفته کلاس ، رفته راه رفتن را یاد گرفته ، میکاپ کردن را یاد گرفته ، کسانی را داشته که

 بهش یاد بدن که بشه مادل.

 پس باید به دنبال استعدادها رفت و کشف کرد و امکانات را برای شان فراهم کرد ، تعلیم داد و جامعه هم باید حمایت

 بکنه . ما همه به هم وصلیم ، چه بخواهیم ، چه نخواهیم ، همه مون به هم وصل هستیم .

 من برای مردم هیچ کاری نکردم ولی تا اون جایی که تونستم ، فکرم رسیده ، زورم رسیده ، بهشون عشقم را دادم

 اگر کم بوده ببخشید ، خودم که گفتم کاری نکردم ، مردم هم باید در صحنه باشند ، برای هر کسی دست نزنند و هورا

 نکشند، این تشویق های الکی ، سرانجام عادت می شه ، یعنی برنامه که تموم شد ، اون بخش موسیقی که تموم

 شد ، همه الکی دست می زنند ، حالا اگه بپرسی ازش که چی بود ؟ شاید ندونه.

 دست نزدن الکی ، به هر کنسرتی نرفتن ، توقع داشتن از آرتیست که کار خودش را بالا ببره  و هم به خودش احترام

 بذاره و هم به مردم ... مردم هم حمایت کنند ، سی دی قاچاق نزنند ، سی دی کپی نکنند ، آرتیست خوب و مسئول

 را حمایت بکنند ، در اون جا هست که تکلیف معلوم می شه و این که کدام آرتیست در کجا ایستاده.

 وقتی که جامعه به آرتیستی خط بده ، خط درست البته ، نه خط هنری ، من خط هنری را نمیگم چون در این زمینه

 آرتیست باید کار خودشو بکنه ، هنرش را اجرا کنه ولی مردم اند که باید بگن آقا تو فلان کار را نکردی ، حمایت ات

 نمی کنیم و یا فلان کار درست را انجام دادی و ما حمایت ات می کنیم .

 دست هامونو باید تو دست هم بذاریم و برگردیم مملکت مون ... همان طور که گفتم من شخصن سیاسی نیستم

 اگر قرار بود سیاسی باشم باید می رفتم در یکی از گروه ها فعالیت می کردم ، من اصلن این کارو بلد نیستم .

 حرف های من ، حرف های اجتماعی هست ، حرف های سیاسی نیست . من در باره ی اجتماعی حرف می زنم که

 توش دارم زنده گی می کنم . ما باید به هم عشق بدیم ، هیچ راهی هم نداریم ، باید به این جا برسیم که درد مشترک

 و منافع مشترک داشته باشیم  و برداشت درستی نیز از این ها داشته باشیم  ، و وقتی که نداریم و هر کسی به فکر

 خودشه ، عاقبت همینه که هست.

 

 

 

 - خُب ، صحبت هایی که «مهرداد آسمانی» می کنه ، حرف هایی هست از زبان و از دل یک آهنگ ساز و یک خواننده ای

 که سال های سال در غربت هست و جزء یکی از هنرمندان فعال جامعه بوده . امروز نظرت در باره ی هنرمندانی که فعال

 نیستند ، کنار گذاشته شدند یا کناره گرفتند ، نظرت چیه ؟

 

 - همان طور که گفتم ما دنباله رو اونا هستیم ، جامعه باید به اونا بها بده . هنرمندان باید از اونا مواظبت بکنند نه مثل

 خانم «سوسن» خدابیامرز با دست شکسته ... همه باید بیدار بشن، این جاست که میگن کی از صحنه بیرون می کنه ؟

 خواننده ها که همدیگرو از صحنه بیرون نمی کنند ، مردم اند که روی صحنه میارن و یا بیرون می کنند.

 

 - خیلی خوش حالم که موقعیتی دست داد تا با مهرداد عزیز گفت و گویی داشته باشم ...

 

 - من به شما از این بابت بدهکار بودم در این مدت ...

 

 - خواهش می کنم ، استدعا می کنم ، خیلی خوش حالم که این وقت داده شد به هر دو به عبارتی که در استودیو ی

 ما حضور داشته باشه... برای شما و برای مادر عزیز شما که بسیار برای من عزیز است و خانواده ی محترم تون

 آرزوی سلامتی دارم ، آرزوی بهترین ها را دارم.

 

 - مادر من خیلی به شما ارادت داره ، از زمانی که خدا رحمت کنه «فرزین» از دنیا رفت ، محبت های شما در اون دوره

 هرگز از ذهن من و خانواده ام نمیره. شما برادر من هستید و من شما را خیلی دوست دارم و خوش حالم  که بعد از

 مدت ها با این که قلبن خیلی به هم نزدیک بودیم ولی در تلویزیون شما ، این داستان را به شما بدهکار بودم.

 

 و همچنین برای هموطنان عزیزم آرزوی سلامتی دارم . پانزدهم مارچ در هیستون کنسرتی داریم  ، خانم «گوگوش» و

 «مهرداد» براتون اونجا می خونند.

 خانم «گوگوش» در بیست و ششم مارچ ، هفتم فروردین در دوبی براتون می خونند و اولین پیشنهاد دوبی را هم همین

 آقای «نادر رفیعی» آورد که یک کنسرت مشترک باشه.

 

 - چرا که نه ، با افتخار...

 

 -  به هر جهت ، اولین پیشنهاد را آقای رفیعی آورد ، امیدوارم که همه سلامت باشید و انشالله که هر چی که از

 خدا می خواهید همون بشه.

 از شما هم ممنون ام که منو سانسور نکردید . به امید آزادی میهن مان ، به امید آزادی بچه های دانشجو که در

 زندان های رژیم هستند .

 

 میگم که این حرف ها سیاسی نیست ولی به عنوان یک خواننده ، آرزوی من برای میهنم سربلندی و افتخاره ، 

 استقلاله و برای بچه های میهن ام  هم روزهای خوش و خوشی آرزو می کنم ...

 من برای بچه های میهن ام برای خواهر ها و برادرهام آرزوی گریه و زاری ندارم ، من آرزوی خوش حالی براشون

 دارم ... این خوش حالی حق شونه ، باید خوش حال باشند .

 

 من هم به عنوان یک برادر ، نه به عنوان یک آرتیست ، من آرتیست نیستم ، من برادر و هموطن شما هستم

 مخلص تون هم هستم تا اون جایی که استعدادم اجازه بده و توان داشته باشم ، سعی می کنم کار خوب بکنم.

 

 - به هر حال ممنون و سپاس گزارم . با آرزوی بهترین ها و سلامتی برای شما و به امید این که بازم شاهد کارهای

 زیبای شما باشم . پاینده باشید.

 

 - شما هم همین طور.

  

 

      Page 1                  Page 2

 

 

    Home                                                    News

 

 

 

 

copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved