|
| ||||||
|
گفت و گوی مهرداد آسمانی و منصور سپهربند در تلویزیون جام جم اینتر نشنال
تاریخ گفت و گو : چهارم آذر ماه ماه 1386 خورشیدی بیست و چهارم نوامبر 2007 میلادی
برگردان متن شنیداری به نوشتاری : آنسه
نگارش و ویرایش : آنسه
منصور سپهربند :خیلی خوش حالم که یک بار دیگر در کنار هنرمندی هستم که هر بار ازش دعوت می کنم، لطف می کنه و دعوت منو بی جواب نمی ذاره و به استودیوی «جام جم» میاد ، چون «مهرداد آسمانی» حرف برای مطرح کردن، بسیار زیاد داره و حرف هایی را هم که میزنه من ندیدم که بخواد سانسور کنه ، حرف هاش پُر نکته ست ، پُر معنیه و امروز هم لطف کرد و به دفتر استودیوی «جام جم» اومد، به ایشون خوشامد میگم، مرسی مهرداد جان، انشالله که حالتون خوبه همه چی خوب؟
مهرداد : همه چیز عالی ، اجازه بدید که یک سلامی داشته باشم خدمت همه ی هموطنان عزیزم ، بیننده گان خوب تلویزیون «جام جم » که به جز جام جم هیچ کانالی را تماشا نمی کنند.
- مرسی . من همیشه میگم که مهرداد رابطه اش با مدیر تلویزیون جام جم آقای «بی بی یان» به قدری حسنه هستش به قدری با هم صمیمی هستند ...
- برادریم با هم .
- یک رابطه ی ورای دوستی آقای «بی بی یان» و «مهرداد» با هم دارند که واقعن جالبه ، درد دل هاشونو به هم میگن واقعن جالبه .حالا سوای کار هنریش، از این نظر هم واقعن احترام ویژه ای براش قائلم به خاطر این که همیشه کارشو با «جام جم» آغاز کرده و حُسن نیت را با این شبکه ای که متعلق به خودش می دونه، حفظ کرده و من هم واقعن از این بابت سپاس گزارم و همیشه تشکر کردم.
- تلویزیون «جام جم» همیشه مراقب کار من بوده ، همیشه پشت من بوده و واقعن کوروش را من مثل برادرم دوست دارم و هر وقت که انصافن کاری بوده که باید برای من انجام می داده ، بدون در نظر گرفتن مسائل مالی ، چند برابر انجام داده. یعنی همیشه فکر می کنم که یک دینی به «جام جم» دارم و همین طور شما که همیشه دوست خوب من بودید و به همین علت هر وقت که شما می خواهید اینو بدونید که من همیشه برای «جام جم» هستم.
- مرسی مهرداد جان. «مهرداد خان آسمانی» زمانی ورزشکار بود و عاشق فوتبال و تیم «پرسپولیس» و هم چنین آقای «علی پروین» و مدتی بود که من «مهرداد» را وقتی در همین طبقه ی «جام جم» یا جاهای دیگه می دیدم ، می دیدم که یه مقداری با اذیت راه میره . بعد یه روزی آقای «کوروش بی بی یان» گفتند که «مهرداد» را بردند بیمازستان ، چرا ؟ چی شده ؟ گفتند که پاشو عمل کرده ، اصلن این مال همون جریان فوتباله ؟
- بله ، این مربوط می شه به شاید شانزده یا هفده سالم بود که زانوی پای راستم تو فوتبال آسیب دید ، البته اون جا هم دکترها کار خودشونو کردند ولی مثل این که زیاد درست کارشونو انجام نداده بودند. ولی این جا دیگه واقعن اذیت می کرد و من خوشبختانه با یکی از پزشکان درجه ی یک ایرانی که افتخار ایرانیان هم هستند ، آشنا شدم و ایشون دستور فرمودند که باید به سرعت پات عمل بشه و حدود یک ماه و نیم پیش ، یک عمل چند ساعته روی زانوی راستم داشتم که خدا رو شکر آقای دکتر معجزه کرد واقعن و حالا می تونم راحت راه برم و اون درد زانوی سمت راست از بین رفت و خوشبختانه راحتم و با درایت ایشون و کمک بسیار بزرگی که ایشون انجام دادند هم می تونم راحت به کارهام برسم ، هم راحت بخوابم و هم به کنسرت هام برسم.
- مهرداد جان ! این کارنامه ی هنری شما کاملن مشخصه که یک موردی می بایستی به نظر من روی داده باشه که کارهای شما را خیلی به فاصله های زیاد...
- دیر به دیر ... دو تا کار آماده کردم که تنظیم این کارها تموم شده ، یک کار تازه هم برای خانم «گوگوش» انجام دادم که به آقای «اندی جی» سپردم ...
- آلبومه؟
- نه ، یک دونه ... کار خوب کردن با کار کردن تفاوت داره ، من اگه قرار باشه تند تند کار بکنم ، خُب کار می کنم و باید ببینیم که اون کمپانی که کارها را ضبط می کنه، بعدش چی می شه ؟؟ ... مشکل از جاهای دیگه ای شروع می شه که باعث کم کاری می شه اگر بخواهیم برسیم به اون مشکل اصلی ...
- چی هست مهرداد جان ؟
- مشکل اصلی از کمپانی ها آغاز می شه که کمپانی ها توان خرید ندارند امروز و مهم ترین دلیلش هم همینه که کاپی زیاد می شه ، بسیار زیاده ، روی سایت ها دانلود می کنند ، من شنیدم که آلبوم آقای «معین» که به تازه گی فکر می کنم کمپانی MZM منتشر کرده ، در همون چند روز اول ، صد و هشتاد هزار دانلود داشته روی اینترنت و لی خیلی غم انگیزه که نه کمپانی به پولش می رسه ، نه خواننده به پولش می رسه و در حقیقت به صورت تقریبن رایگان در دسترس مردم قرار میگیره . خُب ، این لطمه ی زیادی به هنرمند و به کمپانی می زنه وقتی قدرت خرید کمپانی پایین میاد ، آلبوم ها را خریداری نمی کنه ، خُب کار ضبط کنیم که چی بشه ؟ کار ضبط کنیم روی هم نگه داریم یا این که ضبط کنیم به صورت رایگان به تلویزیون ها بدیم پخش کنند . وقتی از بابت اقتصادی به این موضوع نگاه می کنید می بینید که به جز لطمه و صدمه هیچ چیزی را به خواننده ها نداده . خُب ، به این جا می رسیم که راه حلش چیه ؟؟ بعید به نظر می رسه با شزایطی که امروز داریم بتونیم مردم را متقاعد بکنیم که دست از این کار بردارند ... در نتیجه اگر آلبومی مثل آلبوم آقای «معین» به دست شون می رسه ، دیگه خودشون می دونند و وجدان خودشون یا اگر صدای آقای «معین» را دوست دارند ، اگر طرفدار ایشون نیستند و فقط برای این که تو آرشیو این را هم داشته باشند ، دانلودش نکنند و یا این که یه دونه سی دی بخرند و برای تمام فامیل بیست و پنج تا کاپی بزنند ، به هر جهت این کار ، به نوعی سرقت از جامعه ی هنری هست ، سرقت از کمپانی ها محسوب می شه و این قدرت آرتیست را برای تولید کار ، پایین میاره .
چند سال گذشته ، هفت هشت سال گذشته ، این شکلی نبود ، کمپانی ها بیش تر می تونستند آلبوم ها را خریداری می کردند ، خُب وقتی که کمپانی میومد اردر آلبوم را می داد و یک قراردادی می بست که از این تاریخ تا این تاریخ باید سه تا آلبوم به من بدی و پول آلبوم را هم پرداخت می کرد و شما مجبور می شدی بری ضبط کنی و کارتو انجام می دادی . یکی از عوامل دیگه ای که فکر می کنم باعث کم کاری می شه اینه که یک عده ای خواننده ی تازه وارد به این کار اضافه شده و از جیبش پول میده ، یعنی آلبوم را رایگان میده و پول هم از جیبش میده و کمپانی هم پخش می کنه ، حالا هر چند تا هم فروخت، معلوم نیست که چه قدر می فروشه ولی خوب به هر جهت اگر هم دانلود بکنند و اگر هم کاپی کنند دیگه کمپانی پولی نداده که ، ضررش را خود خواننده ی تازه وارد داره میده.
- اون وقت مهرداد جان در این رابطه آیا این به خاطر شرایط اقتصادی و این که مردم دارند به این صورت انجام می دهند آیا این روی کنسرت خواننده گان اثر میذاره ؟؟ و تکلیف طرفداران این خواننده ها چیه ؟ اونا می خوان هر دفعه، یک کار نویی از این عزیزان شون بشنوند.
- اصلن رو همه چیز اثر می ذاره ، رو کل موسیقی در این جا اثر می ذاره . ما در مقایسه با گذشته می بینیم که همه چیز پایین اومده . وقتی که ویترین شما ، ویترین تمیزی نباشه ، وقتی که کار تازه ، البته کاری که واقعن تازه باشه - نه کار گذشته را تکرار کردن - کار تازه کردن به آرتیست یک تازه گی میده ، رو همه چی اثر میذاره ، صد در صد و اینه که همه چی داره دست به دست هم میده که کم کار باشیم دیگه.
- مهرداد جان ! ممکنه بعضی ها به خاطر درآمد زنده گی شون که از همین حرفه هست ، اگر قرار باشه که من بیام در یک کنسرتی شرکت کنم که هنرمندم همون ترانه ها را برای من بخونه ، این برای من تکرار مکررات می شه ...
- نه این طور نیست ، اگر کسی طرفدار کسی هست ، با خاطراتش ، با ترانه هایی که دوست داره برای اون آرتیست میره ، خُب چه بهتر که آرتیست کار تازه داشته باشه ، اما اگه کار تازه ای نداشته باشه، اگر طرفدار اون آرتیست باشه به کنسرت میره و هیچ مسئله ای هم ایجاد نمی شه . خیلی وقت ها پیش میاد که وقتی کار تازه را می خونی ، اثرش به اندازه ی کارهایی که در گذشته خوندی نیست ، چون با اون کارها زنده گی کردند و طول می کشه ، زمان می بره شاید ده سال آینده که این کارها هم جزء همون کار محسوب بشه . یعنی کنسرت در همان آن ، در امروز ما تاثیر نداره برای فردای ما خوب نیست ، امروز هنوز متوجه نمی شیم که چه اتفاقی داره می افته ولی اینی که شما میگید در چند سال آینده گریبان گیر خواننده های این طرف می شه.
- مهرداد جان ، حالا میگی که آموزش دادن مردم به خاطر این که دانلود نکنند ، به خاطر این که هنرمند مورد علاقه شونو حمایت کنند ، سی دی بخرند، سالیان سال هست که شما ، من و همه ی عزیزان میگیم که این آموزش دادن ها، اون کارکرد لازم را نکرده ... شما چی می بینید بالاخره ؟ صاحب کمپانی اومده خواهش کرده ، شما خواهش کردید تلویزیون ها و رادیو ها خواهش کردند ، ولی متاسفانه ...
- خُب ، دانلود کنند ، اگر کار تازه ای دادیم دانلود کنند ، و به نظر من راهش اینه که تمام بچه های خواننده کار تازه نکنند یکی دو سال تحمل کنند ، کار تازه نکنند ، هیچ اتفاقی هم نمی افته.
- حتا در ارتباط با مسائل مالی شون ؟؟
- هیچ اتفاقی نمی افته ، وقتی که به جز ضرر ، چیزی گریبان شونو نمی گیره ، خُب ، چه فرقی می کنه ، نکنند ... من تصمیم گرفتم که کار تازه نکنم ، اگر هم کردم خُب «کوچه ی لخت» را به صورت رایگان دادم ، تو تلویزیون هم پخش شد ...
- یا این دو کاری که برای خودتون و خانم گوگوش تهیه دیدید ...
- اونا رو هم هنوز قصد پخشش را ندارم ، شاید با یکی از کمپانی ها صحبت بکنم اگر به توافق برسیم ، بدم به یکی از کمپانی ها ، ولی ، میگم ترجیح میدم که کار نکنم .
- آقای آسمانی! یکی از بیننده گان سوال پرسیده بودند که ترانه ای که شما اجرا کردید « دوسش داری باید نگی » در کدوم سی دی شماست ؟؟
- این متاسفانه در هیچ کدوم از سی دی ها نیست . من به یاد مرحوم «فرزین» این کار را اجرا کردم و به صورت ویدیو در اختیار تلویزیون ها قرار دادم و متاسفانه در هیچ کدوم از سی دی ها ، این کار نیست . این کار توسط «فرزین» اجرا شده بود ، شعر «مسعود امینی» و آهنگ آقای «حسن شماعی زاده» و فکر می کنم جزء کارهای اولی بود که «فرزین» خوند و خیلی گُل کرد، متاسفانه در هیچ کدوم از سی دی ها نیست ولی شاید خدا بخواد، یک آلبومی تهیه بکنم و این آهنگ را هم تو اون آلبوم جا بدیم.
- و این بیننده می گفتند که سه هزار سی دی خریدند ...
- بله ، در بخش اون حرف هایی که زدیم یک عده ای هم هستند که واقعن حمایت می کنند ، ولی درصد کسانی که حمایت می کنند به اون اندازه نیست . واقعن اون کسانی که حمایت می کنند و سی دی را می خرند و هیچ جور کاپی نمی کنند ، واقعن دست شون درد نکنه ، همون ها هستند که باز این نیمه جان را دارند با خودشون می کشونند . واقعن ازشون ممنونم . نمی شه گفت که همه ی مردم این کارو می کنند ولی به هر جهت باید یک آلبوم موفق، فروش بالایی داشته باشه تا کمپانی ها خواننده ، آهنگ ساز و شاعر بتونند به زنده گی ادامه بدهند ، اینه که امیدوارم که این اتفاق بیفته و بیش تر سعی کنند که اوریجینال را تهیه بکنند.
- مهرداد جان! یک بیننده ی دیگری هم پیشنهاد می دادند که اگر کمپانی ها، مبلغ سی دی را پایین بیارند و مردم بدونند که می تونن با یک قیمت ایده آل این سی دی ها را خریداری کنند ، آیا ممکنه این کار عملی باشه ؟؟
- شاید ، بعید نیست که این اتفاق بیفته ، ولی مثلن حالا سی دی را پانزده دلار بفروشند یا مثلن ده دلار و دوازده دلار اون کسی که دلش می خواد صدای هنرمند مورد علاقه شو گوش کنه، فکر نمی کنم برای دو سه دلار نخره، گرفتاری- شون دو سه دلار نیست ، گرفتاری اینه که ما حمایت هفتاد میلیون نفر را نداریم، اگر حمایت هفتاد میلیون نفر بود، اگر صدهزار نفر حمایت می کردند ، کافی بود. ولی در این جا امریکا ، کانادا ، اروپا ، دوبی ، هرجایی که شما فکر کنید بالای بیست سی هزار نفر نمی فروشه ...
- که خرید بکنند؟
- بله ، اصلن امکان نداره ، حالا دیگه در بهترین شرایطش شاید اتفاقی بیفته ، چهل هزار تا ، شاید چهل و پنج هزار تا یا پنجاه هزار تا بخرند ، شاید ...
- حداکثر؟؟
- حداکثر ، اصلن امکان نداره بیش تر از این باشه ، باید فکر بکنید که با همین مقداری که فروش میره ، قیمتی که در امریکا فروش میره با اروپا و دوبی یکی نیست ، البته این ها حرف هایی هست که کمپانی ها باید بیان و این اطلاعات را در اختیار مردم بذارن که مردم بدونن که در اروپا، اگر این سی دی را خریداری می کنند برای کمپانی چه قدر تموم می- شه و چه قدر اونا دارند می خرند. فکر می کنم که یک بخشی از کارهای کمپانی باید همین باشه که مردم را آگاه بکنند فقط این نباشه که یک مجموعه زدیم از کارهای صد و پنجاه سال پیش ، این فقط نمی شه که بیاییم بگیم ، نه ، فقط همین ... ولی باید بگم که این سی دی که شما دارید از کشور آلمان می خرید ، ما به مغازه در اون جا این قدر می- فروشیم و ایشون این قدر به شما می فروشه. اگر آگاهی مردم نسبت به این مسائل بالاتر بره ، شاید تاثیر بکنه ولی ...
- پرهیز می کنند !!!
- کم کاری شاید می کنند ، شاید حوصله شو ندارند ، به هر جهت خیلی عوامل مختلف باعث می شه . یک عامل دیگه ی همین کم شدن فروش سی دی ها ، پخش بی رویه ی موسیقی ها از تلویزیون های بیست و چهار ساعته است ، این عامل بسیار بزرگی هست که اگر همه ی تلویزیون ها لطف بکنند و موسیقی همه ی خواننده ها را درست پخش بکنند، سر جاش پخش بکنند ، حداقل ، کامل پخش نکنند ، اینه که مثلن یک سی دی آقای معین اومده بیرون این موزیک ویدیو کامل پخش نشه، بخشی از اون پخش بشه، اونی که خوشش اومده از اون بخش آهنگ، میره دنبالش و سی دی رو میخره ...
- مهرداد جان! خود شما که این آگاهی رو دارید چرا میوزیک ویدیوهایی را که تهیه می کردید ، چرا تمام را تهیه می کردید ؟؟
- آقای سپهربند! من آخرین آلبومی که دادم ، سه چهار سال پیش بود ، اون موقع شرایط اصلن این جوری نبود، امروز با سه سال پیش خیلی فرق می کنه. من چندین بار به آقای «وارطان آوانسیان» به آقای «پاکروان» این پیشنهاد را دادم که شما با تلویزیون هایی که همکاری می کنید ، اجازه ی پخش ، بخشی از این ویدیو را بدین ، حتا کارهایی که در گذشته بوده هر کدوم دو دقیقه پخش بشه، هیچ ایرادی نداره. من یادمه که اون موقعی که تلویزیون های شبانه بود، هرگز موزیک ویدیوها کامل پخش نمی شد برای این که تایم برنامه کوتاه بود، بخشی از آهنگ را پخش می کردند و اگر کسی هم خوشش می اومد می رفت دنبالش و اون موسیقی را می خرید و اون موقع اگه یادتون باشه، فروش سی دی ها دو برابر امروز بود ...پس می رسیم به این که نباید با تعصب به این داستان نگاه کنیم ، اگر شما در این مجموعه ی بیست و چهار ساعته کار می کنید، نباید متعصب باشید که نه ، تقصیر ما نیست، نه تقصیر شما هست، تقصیر خواننده هست، تقصیر کمپانی هست، تقصیر مردم هم هست، تقصیر همه هست ، همه مقصرند که کار به این جا می رسه ، امیدوارم که یک راه حل درست پیدا بشه.
- مهرداد جان! حالا فرض بفرمایید که همین دوستانی که اسم بردید ، آقای «پاکروان» از شرکت «کلتکس» ، آقای «وارطان آوانسیان» از شرکت «ترانه»، الان نشستند و برنامه ی من و شما را دارند نگاه می کنند ، می گویند که آقای مهرداد آسمانی، بیاییم از خود شما شروع کنیم ، شما برای آلبومی که به ما دادین ، چند هزار دلار از ما گرفتین که ما بیاییم قیمت را تعدیل کنیم ؟بعد شما سی دی را هم در حداکثر استاندارد خواستید که شنونده را از هر نظر راضی نگه داره.
- شما اگه امروز برید توی این شرکت هایی که سی دی های خواننده های غیر ایرانی را می فروشند ، سی دی شون چنده ؟
- همون چهارده پانزده دلار یا هفده دلار؟
- اونا چه قدر دستمزد می گیرن؟ ده برابر آرتیست ایراین دستمزد می گیرند ، شما اصلن بایید حساب بکنید اگر یک آلبوم بخواد با استانداردهای درست ضبط بشه ، چه قدر خرجشه ؟
- چه قدر خرجشه ؟؟
- من فکر می کنم بالای صد و ده بیست هزار دلار...
- مهرداد جان! این صد و ده بیست هزار دلار خرجی که شده ، گفتی حداکثر خرید سی دی ، اون بیست هزار تا یا چهل هزارتا ، شما در مجموعه ی خارج از کشور گفتید ؟
- من در بهترین شکلش گفتم.
- در مجموعه ی خارج ازکشور؟
- همه جا.
- همه جا را گفتین ؟
- بله و این تازه در بهترین شکلشه !!
- شش هفت میلیون نفر بیرون هستن ...
- بله ، پس تمام ایراد کار این جاست ،اگر علاقه ای به موسیقی ندارند که هیچی ، ولی پس چرا صد و هشتاد هزار دانلود می شه ؟؟ بحث بر سر قیمت سی دی نیست ، چون اگر این باشه ، اونا بیست برابر ما دستمزد می گیرند و قیمت شون همون قیمتی هست که سی دی خواننده های ایرانی فروش میره ، تقصیر خواننده نیست قیمت رو بیاره پایین، من به همین نکته دارم اشاره می کنم که اگر آلبومی برای خواننده صد و ده یا صد و بیست هزار دلار تموم می شه مطمئن باشید شاید روی انگشتان دست ، چهار تا خواننده نداریم که این صد و ده و بیست هزار دلار خرجشو بتونه از کمپانی ها بگیره، بقیه شو از خودشون میده. یعنی متاسفانه این جا هم یک کشوری هست که برای هر کاری از شما اجازه ی کار میخوان ، شما فردا اگر بخواهید یک بیزنسی را شروع بکنید باید اجازه ی کار را بگیرید ، مثلن این جا کسی که راننده ی تاکسی هست ، حتمن باید عضو یک شرکت تاکسیرانی باشه ، این جا اصلن تاکسی نداریم که سر خیابون بگن: سر کوچه ، بگه : بفرما بالا ... حتمن باید تلفن بزنید که یک تاکسی براتون بفرستند ، یعنی شغلی به نام مسافر- کشی در این جا وجود نداره . ولی در ایران ، در کشور نازنین ما ، تاکسی نارنجی ، خوب اونا پلاک دارند و قانونی هستند ولی اونایی که خرجشون احیانن زیاده و درآمدشون کافی نیست ، برای اداره ی زنده گی فکر می کنند که ما هم مسافر کشی بکنیم ، و به اون کار هم می پردازند و من هیچ مخالف این داستان نیستم ، اصلن به من مربوط نیست ، من می- خوام بگم که این یک شغل کاذبه ، در این جا هم خواننده گی مثل مسافر کشی اون جا شده ، یعنی بدون این که هیچ تخصصی ، هیچ دانشی ، هیچ دوره ای ببینه ، عین مسافر کشی می مونه ، حالا چی کار کنیم ؟؟ بریم بخونیم دیگه !!! خواننده بشیم !!! خُب ، این کار داره به کل این حرفه لطمه می زنه ، اگر کسی کارش رو بلد باشه و باید این کارو انجام بده ، هیچ ایرادی نداره ... من یکی رو می شناختم که باور کنید اینی که دارم میگم یک درصد فکر نکنید که شوخی دارم می کنم ، نجار بود ، من می دونستم که نجار بوده ، و استخدامش می کردیم برای کار نجاری ، الان همکار نازنین منه الان خواننده ست ، کسی که کار نجاری می کرده پیش خودش فکر می کرده پس می شه خواننده شد. من نمی خوام بگم کی خوب می خونه ، کی بد می خونه ، ایناش به من مربوط نیست اصلن ، ولی به اون بخش که میگم خواننده گی در امریکا ، مثل مسافر کشی در ایران شغل کاذب شده ...
- خُب ، مهرداد جان! آخرین کنسرتی که شما با خانم گوگوش داشتید مربوط به ...
- میامی بوده.
- کی ؟
- دو سه ماه پیش بوده.
- بعد چه کنسرتی در راه هست ؟؟
- بله ، به ونکوور میریم در اول دسامبر ، یکی از دوستان خوب مون آقای «قاسمی» این کنسرت را تهیه و تدارک دیدند خیلی زحمت کشیدند و خیلی انسان خوبی هست و خانواده ی خوبی داره . ما که تا این جای کار خیلی ازش راضی هستیم و بچه های «ساند من» و «لایت من» و ارکستر، باهاشون در تماس بودند برای این کارهایی که بایداون جا می- دادند همه راضی هستند ازشون ، خدا رو شکر استقبال هم خیلی خوب بوده ، با انرژی مثبت و نیت خوب ، هر کاری آغاز بشه فکر می کنم همین طور خواهد شد ، ضمن این که خانم گوگوش هر جایی که بخونند ، من مطمئنم ، شک نکنید که اون کنسرت خوب خواهد بود و اول دسامبر در «ونکوور» هستیم و بیست و پنج دسامبر در «آلمان» ، بیست و هفت دسامبر در «استکهلم» و بیست و نهم دسامبر در «لندن» هستیم.
بچه های نازنین اروپا ، آقای «فرامرز قره گُز لو ، آقای « جواد اخوان» و آقای «خشایار غیاثی» یک تیم شدند به اضافه ی شهرهای مختلف مثل «لندن» که کنسرت گذار لندن فکر می کنم آقای «سیامک» و «علی» باشند و کنسرت گذار سوئد که آقای «بهره مندی» هستند ، اگر اسم ها را اشتباه میگم ، معذرت می خوام ولی این ها بهترین های اروپا هستند و متحد شدند برای این کنسرت . در آلمان فقط یک کنسرت هست ، هیچ کنسرت دیگه ای در آلمان نیست فقط Oberhausen هست که بیست و پنجم دسامبر انجام می شه ، بیست و هفتم در استکهلم و بیست و نهم در لندن که فکر می کنم لندن همین روزها سلد آوت می شه این جوری که خبر دارم ضمن این که می دونم استقبال در آلمان هم بی نظیر بوده و همین جور در سوئد ، خدا را شکر بعد از چند سال ...
- بعد از چند سال ؟؟
- من خودم شخصن آخرین تور اروپا که رفتم سال 2001 بوده ...
- حدود شش سال !
- خانم «گوگوش» فکر می کنم سال 2002 باید اروپا رفته باشند و ایشون هم پنج ساله که به اروپا نرفتند.
| ||||||
|
copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved |