|
| ||
|
بیست و سوم تیرماه
زادروز هنرمند با ارزش " پرویز خان اتابکی" فرخنده باد
گفت و گوی اختصاصی سایت حرف با هنرمند صاحب نام پرویز خان اتابکی
گفت و گو ، تنظیم متن و نگارش : آنسه
- درود بر شما آقای اتابکی عزیز و با سپاس بی کران برای همه ی آثار زیبایی که طی ی این همه سال آفریدید و با تشکر از لطف و محبت تان برای فرصتی که به ما دادید. آقای اتابکی نازنین ، در ابتدا می خواستم گفت و گو را با این پرسش آغاز کنم که ما این طور شنیدیم که اسم شما «پرویز اتابیکی» هست ، درسته ؟ - بله درسته ، «اتا بیک» و «اتا بیوک» و «اتابای» ، اسامی تُرکی هستند و این اسامی برای کسانی بود که مسئولیت تربیت شاه زاده ها را بر عهده داشتند و «اتابکی» در واقع ، ایرانی شده ی «اتابیکی» است.
- لطف می کنید تاریخ دقیق تولدتان را بفرمایید ؟ - من متولد بیست و سوم تیر ماه سال 1315 ایرانی هستم.
- در کدام شهر متولد شدید ؟ - در تهران ، من بچه ی عوزلاجان تهران هستم که یکی از محله های قدیمی تهران است.
- دوران تحصیلات ابتدایی را در کدام مدرسه گذراندید ؟ - دوران ابتدایی را در دو مدرسه گذراندم ، جالبه که بگم کلاس اول ابتدایی ، منو به مدرسه ی دخترانه فرستادند نمی دونم چه اصراری داشتند که من در شش سالگی به مدرسه برم و چون مدارس پسرانه ، سن شش سال را برای کلاس اول قبول نمی کردند ، این بود که منو در یک مدرسه ی دخترانه به نام عفتیه که در محل ما بود ثبت نام کردند و منو با موهای بلند به اون مدرسه فرستادند من کلاس اول را در اون جا گذروندم و هر وقت هم که نماینده ی وزارت آموزش و پرورش که اون موقع فرهنگ می گفتند به مدرسه می آمد ، ما را که دو تا پسر بودیم می بردند یه جایی و حبس می کردند تا اون نماینده بره و ما را نبینه کلاس اول را من از اون جا شروع کردم.
- پس کلاس اول را مخفیانه خوندید ؟ - بله دیگه ، و بعد رفتم مدرسه ی یگانگی و تا کلاس چهارم را در این مدرسه درس خوندم ، کلاس پنجم که شروع شد اسم این مدرسه را عوض کردند و گذاشتند مدرسه ی دُرّی، که کلاس پنجم و ششم را در همین مدرسه با نام دُرّی گذروندم.
- و دوران دبیرستان چگونه گذشت ؟ - دوران دبیرستان را اول رفتم دارالفنون، کلاس هفتم و هشتم را در دارالفنون گذراندم ، کلاس نهم را که خواستیم شروع کنیم یک قانونی گذراندند که تمام کلاس های ششم متوسطه در دارالفنون درس بخونند و بچه هایی که زیر کلاس ششم هستند در مدرسه های دیگه پخش شوند ، این بود که رو به روی دارالفنون ، یک کمی پایین تر به طرف بازار ، منزلی بود مال امام جمعه، منزلی قدیمی و نمور و خیلی عجیب و غریب ، اون جا یک مدرسه راه انداختند به نام امیر کبیر و تا کلاس پنجم دبیرستان را من در اون جا خوندم و بعد رفتم مدرسه ی علمیه و دیپلم ششم ادبی را گرفتم .
- چه قدر مدرسه عوض کردید آقای اتابکی ؟ - بله دیگه ، مجبور بودیم ... بعد هم که رفتم دانشکده ی حقوق ، تحصیلات دانشگاه را از دانشکده ی حقوق شروع کردم و بعد رفتم دانشکده ی ادبیات و در اون جا لیسانس تاریخ جغرافی گرفتم و هم چنین لیسانس باستان شناسی .
- دو تا لیسانس گرفتید ؟ - بله ، یکی لیسانس تاریخ جغرافی و یکی لیسانس باستان شناسی و بعد هم در رشته ی زبان شناسی باستانی فوق لیسانس گرفتم ، خلاصه تا سال 1347 یا 1348 مشغول درس خواندن بودیم و بعد برای دوره ی دکترا هم چندین واحد گذراندم و حتا تز دکترا را هم نوشته بودم و آماده بود ولی متاسفانه استاد راهنما دکتر صادق کیا فوت شد ، که از اون پس دیگه من پیگیری نکردم و بعدش هم که دیگه انقلاب شد و من در سازمان لغت نامه ی دهخدا ، یک سری کارها در زمینه ی لغت نامه را شروع کردم.
- کار موسیقی را با تشویق کسی شروع کردید ؟ آیا افراد خانواده ی شما در کار موسیقی بودند ؟ - بله ، مرحوم موسا خان معروفی - پدر جواد معروفی- ایشون دایی ی پدر من بودند و من در دوران کودکی ، موسیقی را از ایشان آموختم، اون زمان برای من یک سنتور کوچک گرفته بودند و من سنتور می زدم، مرحوم موسا خان معروفی ردیف ها را با تار و سه تار می زد و من با سنتور کار می کردم و به این شکل ، ردیف های موسیقی را یاد گرفتم.
- پس علاقه به موسیقی از دوران کودکی در شما بود ؟ - بله ، بله ، مرحوم پدرم و مرحوم مادرم هر دو بسیار خوب تار می زدند ، حتا پدرم در اولین کنسرتی که موسا خان معروفی و قمرالملوک وزیری درگراند هتل داشتند ، پدر من در آن کنسرت نوازنده ی تار بود و همان موقع چون پدرش وزیر بود و خُب، اون زمان مثلن بد می دونستند که پسر وزیر تار بزنه ، این بود که پدرم برای این که شناخته نشه عینک دودی زده بود و اون پشت نشسته بود پدرم در این حد تار خوب می زد.
- و بعد هم چنان به کار موسیقی ادامه دادید ؟ - بله ، بعد کارم را با جواد خان معروفی ادامه دادم ، یعنی جواد خان معروفی دو سه سالی به من پیانو تدریس می کرد ولی بعد یک کمی با هم مشکل پیدا کردیم و خیلی جالب بود ، برای این که کار های ابتدایی را که یک مقدار زدیم کارهای سبک از بتهوون یا شوپن می زدم ، آکوردهایی را که در اون کتاب ها نوشته بودند ، من اونا را نمی گرفتم ، از آکورد دیگه ای می گرفتم ، مثلن اگه یه جایی من از گام ماژور خوشم نمی اومد ، یه گام مینور آکورد می گرفتم و آقای معروفی به من می گفت ، نه آقا ، درست نیست غلط می زنی ، من می گفتم که می دونم ولی اون جوری دوست ندارم اون خوب نیست و آقای معروفی می گفت که آقا ، این بتهوونه یا شوپنه ، چی چی رو خوب نیست ؟! می گفتم باشه ولی من دوست ندارم و این بود که جواد خان معروفی به من گفت که تو پیانیست خوبی نمی شی بهترین کار اینه که بری دنبال آهنگ سازی ، و اتفاقن پیشنهاد خیلی خوبی بود و این شد که من ناگهان به فکر افتادم که دنبال کار آهنگ سازی برم که شروع کردم و کم کم پیش رفتم.
- دوره ی ای برای آهنگ سازی گذروندید ؟ - نه اصلن ، حتا مثلن کلاس برم و کار کنم ، نه ، فقط یک دوره ی خیلی کوتاه ، کلاس آقای پورتراب رفتم برای به اصطلاح سولفژ و تئوری موسیقی که خیلی کوتاه مدت بود ، من اون موقع آکاردئون می زدم ، پیانو نداشتم و بعد همین طور ادامه دادم و رفتم تو رشته ی آهنگ سازی.
- ازدواج کردید ؟ - خیر
- یعنی هیچ وقت ازدواج نکردید ؟ - نه ، اصلن ازدواج نکردم.
- بسیار خوب ، یک پرسش کُلی در مورد استودیو طنین داشتم ، آقای اتابکی عزیز ، شما بنیان گذار استودیو طنین بودید و کار این استودیو بسیار مهمه ، چون بیش تر ترانه های ماندگار و هم چنین ترانه ی نوین ایران در این استودیو به دنیا اومد و هم چنین هنرمندان صاحب نام نیز برای خلق آثار زیبای شان با این استودیو همکاری می کردند، می خواستم از تون خواهش کنم در مورد نحوه ی شکل گیری استودیو طنین توضیح بدید. - ما در سال 1343 برای راه اندازی استودیو طنین برنامه ریزی کردیم و این استودیو را در همان سال 1343 به راه انداختیم.
- شما تنها نبودید ؟ - نه ، در ابتدای کار پنج نفر بودیم ، من بودم ، پسر عمویم خسرو اتابکی ، تورج نگهبان و برادرشان زنده یاد ایرج نگهبان و منوچهر جاوید که از کارمندان وزارت کشور بود.
- شما استودیو طنین را با چه هدفی افتتاح کردید ؟ - ما استودیو طنین را در ابتدا فقط به عنوان استودیویی برای صدابرداری راه انداختیم و در این استودیو تعداد زیادی کار ضبط آهنگ انجام دادیم.
- محل استودیو طنین کجا بود ؟ - نبش خیابان رامسر - ثریا ، در همین محلی که اکنون نامش استودیو صدا ست.
- آقایان خسرو اتابکی ، زنده یاد ایرج نگهبان و منوچهر جاوید هم در کار موسیقی بودند ؟ - نه ، آن ها در کار موسیقی نبودند.
- فقط سرمایه گذاری کرده بودند ؟ - نه سرمایه گذاری هم نکردند فقط همراه ما بودند و منوچهر جاوید مدیریت خوبی داشت.
- پس در واقع کار موسیقی ی استودیو طنین با شما و آقای نگهبان بود ؟ - بله ، کار آهنگ سازی با من بود و کار ترانه بیش تر با آقای نگهبان ، بعد در سال 1344 بابک افشار هم در استودیو طنین به ما پیوست و البته آن دوستانی هم که با ما در راه اندازی استودیو طنین شرکت داشتند سال 1345 شرکت را ترک کردند که من ماندم و تورج نگهبان و بابک افشار.
- کار تنظیم ترانه ها را چه کسی انجام می داد ؟ - اون زمان تنظیم آهنگ آن چنان مرسوم نبود ، یعنی سال های 1343 و 1344 ، بیش تر کارها یونیسون زده می شد یا احتمالن اگر هم تنظیمی می شد خود آهنگ ساز انجام می داد ، مثلن خود من آهنگی را که می ساختم برای سازهای مختلف تنظیم می کردم یا مثلن گاهی که ترانه ی دو صدایی داشتیم یا خواننده ها می خوندند یا حتا سه صدایی می- خوندند ، تنظیم با خود آهنگ ساز بود ولی به آن صورت ارنجمان جدی نبود ، ارنجمان جدی از زمانی شروع شد که زنده یاد واروژان در استودیو طنین به ما پیوست و کارمون گسترده تر شد.
- چه سالی بود ؟ - فکر می کنم سال 1346 بود.
- کارتان در چه زمینه ای گسترده تر شد ؟ - در حقیقت ما از اولین کسانی بودیم که تبلیغات آهنگین را در ایران شروع کردیم ، یعنی قبل از ما تبلیغات در ایران بود ولی آهنگین نبود یا اگر هم بود در سطحی بسیار ابتدایی بود ، ولی ما کارهای بسیار خوبی را شروع کردیم و تحولی در کار تبلیغات ایجاد کردیم و بیش تر هم با آقای افشار و آقای نگهبان.
- بعد از آقای افشار چه کسانی به استودیو طنین پیوستند ؟ - بعد کم کم ایرج جنتی عطایی به ما پیوست که خیلی جوان بود و یادم هست که تازه هم ازدواج کرده بود و دانشجوی
هنرهای دراماتیک بود و بعد شهیار قنبری نوجوان همراه ما در استودیو طنین شد .
- شهیار قنبری چه سالی به استودیو طنین پیوست ؟
- شهیار در سال 1348 به همراه پدرش آقای حمید قنبری به استودیو طنین آمد و در واقع آقای حمید قنبری ، شهیار را به
ما معرفی کرد.
شهیار بسیار جوان بود شاید شانزده یا هفده ساله و ترانه ی ستاره آی ستاره را به من سپرد که در واقع اولین کار
مشترک من و شهیار بود.
من شعر را که دیدم بسیار خوشم آمد ، ستاره آی ستاره بسیار لطیف و زیبا بود و آن قدر در روحیه ی من تاثیر گذاشت که
آهنگش را در مدت کمتر از یک ساعت ساختم ، کار این ترانه بسیار سریع انجام شد ، شاید ظرف یک ساعت نت کردیم
رفتیم تمرین و ضبط و فردای همان روز که پنج شنبه بود گوگوش آمد و ترانه را به زیبایی خواند و روز بعدش هم که جمعه
بود ، ترانه ی ستاره آ ی ستاره صبح جمعه از رادیو پخش شد.
- فردای همان روز پخش شد ؟
- بله ، اصلن کار عجیب و غریبی بود ، اولین کار مشترک من و شهیار بود ، اولین کار مشترک شهیار و گوگوش بود و
اولین کار مشترک ک من و شهیار و گوگوش بود ، من قبل از این ترانه هم با گوگوش کار مشترک داشتم اما این اولین
کار مشترک من و گوگوش و شهیار بود .
- کار مشترک شما و خانم گوگوش قبل از " ستاره آی ستاره " کدام ترانه ها بود ؟
- البته کار مشترکی که من با گوگوش قبل از ستاره آی ستاره داشتم مربوط به رادیو تلویزیون نبود ، برای ترانه های فیلم
کار مشترک داشتیم.
- ببخشید آقای اتابکی ، کدوم فیلم بود ؟
- فکر می کنم دو تا فیلم بود ، یکی فیلم هفت شهر عشق ، که ترانه های فیلم را گوگوش اجرا کرد ولی نمی دونم
خودش هم در اون فیلم بازی داشت یا نه ...
- نه ، خودشون در اون فیلم بازی نداشتند
- مطمئنید ؟
- بله ، در اون فیلم خانم فروزان بازی داشتند و مارینا متز ...
- بله درسته ، یکی هم فیلمی بود به نام دروازه ی تقدیر که فکر می کنم گوگوش در این فیلم بازی کرده بود و ترانه ها
هم با صدای خودش بود.
- بله ، فیلم ساخته ی آقای حمید مجتهدی بود سال 1346 ... آقای اتابکی عزیز ، بعد از شهیار قنبری ، چه کسی به
طنین پیوست ؟
- از همان سال ها اسفندیار منفردزاده هم آمد ، البته من و اسفندیار منفردزاده پیش از این که در طنین همکاری داشته
باشیم دانشگاه تهران با هم همکاری می کردیم ...
- دانشگاه تهران ؟
- بله ، از سال 1337 و 1338 ، ما کار ارکستر دانشگاه را از دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران شروع کردیم و کم کم این
ارکستر بزرگ شد و نوازنده های بیش تری در این ارکستر همکاری کردند.
کارمان در این ارکستر از چهار و پنج نفر به صد نفر رسید و کارهای بسیار آبرومندی انجام دادیم و من از آن زمان با اسفند
کار می کردم ، اسفند هم از همین سال های 1347 به استودیو طنین آمد یعنی در حقیقت در سال 1348 شش نفر در
استودیو طنین بودیم .
در زمینه ی ترانه سرایی تورج نگهبان ، ایرج جنتی عطایی و شهیار قنبری بودند و سه نفر در زمینه ی آهنگ سازی که من
بودم و بابک افشار و زنده یاد واروژان .
البته اسفندیار منفردزاده هم بود اما بعدها بیش تر به سمت کار ساخت موزیک متن فیلم رفت که از بیگانه بیا شروع کرد
و بعد از آن «قیصر» ، «رضا موتوری» و فیلم های دیگه و از آن زمان به بعد تقریبن دیگه از ما جدا شد و خیلی با ما نبود
ولی اکیپ ما تا آخرین سال هایی که استودیو طنین روی پا بود با هم کار می کردیم.
- آقای پرویز مقصدی در استودیو طنین کار نمی کردند ؟
- آقای پرویز مقصدی از آهنگ سازانی بودند که بیش تر ضبط های شان را در استودیوی ما انجام می دادند اما در اکیپ ما
نبودند و به نظر من پرویز مقصدی از بهترین ملودی سازان موسیقی پاپ ایران بود.
- زمانی که سبک و مضمون ترانه ها تغییر کرد و ترانه ی نوین ایران متولد شد ، این ترانه ها نیز از کارهایی بود که در
استودیو طنین انجام شد ؟
- بله ، آن سبک ترانه ی نویی که شهیار قنبری آغاز کرد مثل قصه ی دو ماهی ، از کارهای استودیو طنین بود و بعد از آن
قصه ی بره و گرگ و بعد به طور کلی آن سبک ترانه ی متفاوت با مضمون های اجتماعی-سیاسی و ترانه ی معترض ، با
شهیار قنبری شروع شد و ایرج جنتی عطایی و زمانی که این دو ترانه سرا به مضمون های سیاسی روی آوردند ، من
دیگر با آن ها همکاری نکردم ولی به دوستی مان ادامه دادیم.
- چرا به همکاری تون ادامه ندادید ؟
- راستش به خودشون هم همیشه می گفتم که من آهنگ ساز کارهای رمانتیک هستم و اصلن با سیاست بیگانه ام.
- استودیو طنین تا چه سالی فعال بود ؟
- ما تا سال 1354 در استودیو طنین کار ترانه و ضبط انجام می دادیم اما از سال 1354 به بعد ، استودیو طنین فقط محل
تمرین کردن و دور هم جمع شدن بود و مکانی شد برای کارهای تبلیغاتی .
- چرا ؟
- چون از سال 1354 به بعد ، استودیو های بهتری در ایران به راه افتاد از جمله استودیو پاپ و استودیو الکوردوبس که ما
کارهامونو برای ضبط به این استودیو ها می بردیم و اون جا ضبط می کردیم چون امکانات بهتری داشت.
- پس استودیو طنین از سال 1354 فقط محل تمرین کردن و کارهای تبلیغاتی شد ؟
- بله و هم چنین نوعی موسیقی مردمی که در آن زمان مرسوم بود و در اصطلاح به آن «کوچه بازاری» می گفتند نیز در استودیو
طنین ضبط می شد و مهندسی داشتیم به نام آقای گرجی که ایشان این قبیل کارها را ضبط می کرد.
- به جز زنده یاد «واروژان» هنرمندان دیگری هم در استودیو طنین کار تنظیم انجام می دادند ؟
- بیش تر تنظیم ها را زنده یاد واروژان انجام می داد ، ولی یک کار تنظیم هم با محمد اوشال داشتیم و یکی هم با ناصر
چشم آذر.
- آقای اتابکی ، شما به جز ترانه های فیلم ، چند کار مشترک با خانم گوگوش داشتید ؟
- چهارده ترانه به جز ترانه های فیلم.
- لطف می کنید بگید کدوم ترانه ها بود ؟
- ستاره آی ستاره ، دیگه نمی گم دوستت دارم ، سکه ی خورشید ، انگشتر هزار نگین ، جمجمک برگ خزون ، کاش من
جای تو بودم ، بیزار ، بمان بمان ، کی می دونه چی پیش میاد ، گل پشت و رو نداره ، وقتی نیستی ، همخونه ، یه روزی
پیدات می کنم ، تو را باور ندارم.
- ترانه های فیلم کدام ها بود ؟
- راستش الان به درستی یادم نمی یاد.
- از این چهارده ترانه ، کدوم یکی رو خودتون بیش تر دوست دارید ؟
- یکی ستاره آی ستاره را خیلی دوست دارم و یک عاشقانه ی زیبا هم با هم کار کردیم به نام همخونه که خیلی دوست
دارم.
- و ترانه های مشترک تان با گوگوش و شهیار ؟
- ستاره آی ستاره ، بمان بمان ، بیزار ، جمجمک برگ خزون ، دیگه نمی گم دوستت دارم ، کاش من جای تو بودم ، تو را
باور ندارم.
- آیا ترانه ای با شهیار قنبری دارید که اجرای خانم گوگوش نباشه ؟
- نه، همه ی ترانه های من و شهیار ، اجرای گوگوش بود.
- به جز خانم گوگوش ، با کدام آوازخوان ها کار کردید ؟
- تا اون جا که یادم می یاد خانم گیتی بود ، چند کار با نلی داشتم و چند نفر دیگه و یک آهنگ هم با خانم سوسن داشتم
که مربوط بود به فیلم پنجره ساخته ی زنده یاد «جلال مقدم».
- با کدام شاعران کار مشترک داشتید ؟
- بیش تر با تورج نگهبان بود و شهیار قنبری ، ایرج جنتی عطایی ، عباس صفاری ، کامرانی ، محمد مالمیر و بهمن میری
- نظرتان در مورد آهنگ سازان جوانی که الان فعالیت دارند چیست ؟ آیا کارشان از روی اصول و حرفه ای هست ؟
- از روی اصول بله ، بیش تر آهنگ سازان جوان کارشون از روی اصول هست مثلن آهنگ ساز جوانی که الان با گوگوش
کار می کنه...
- مهرداد آسمانی ؟
- بله ، که فعال هم هست ، بیش تر این آهنگ سازان جوان از لحاظ اصول موسیقی بسیار هم آدم های فرهیخته و با
سوادی هستند ، این جا فقط مسئله ی ملودی سازیه ، می دونید که ملودی سازی با مدرسه رفتن و درس خوندن و
استاد گرفتن نمی شه که آدم یاد بگیره ...
- یعنی تو خون آدمه ؟
- بله دقیقن تو خون آدمه ، یعنی هیچ کاریش نمی شه کرد ، یعنی این که یک آهنگ ساز ، مادرزاد آهنگ سازه.
- ولی تحصیلات موسیقی تکمیلش می کنه ؟
- بله تکمیلش می کنه ، به نظر من حتا کارهای ارنجمان هم همین طوره ، ما تنظیم کننده ای داشتیم که فقط کار تنظیم
انجام می داد و حتا یک بار هم خودش آهنگ نساخت ولی کارهای تنظیم را بسیار زیبا انجام می داد
و باز هم هنرمندانی داشتیم که سواد آکادمیک را در اون حد نداشتند ، اما خودشون کار کرده بودند و بیش تر به شکل
تجربی بر کار مسلط شده بودند مثلن ناصر چشم آذر که آن قدر اصولی ارنجمنت می کرد و در کارش بسیار توانا و با ذوق
و سلیقه بود بسیار با ذوق ...
- و واروژان هم استعداد داشت و هم تحصیلات موسیقی ؟
- بله ، واروژان هم استعداد داشت و هم درس خونده بود ، واروژان فارغ التحصیل کنسرواتوآر ایران بود ، بسیار کارش لطیف
بود هم ملودی خوب می ساخت چون با احساس بود و هم چون با سواد بود کار تنظیمش هم عالی بود.
- حیف که ما چنین بزرگی را خیلی زود از دست دادیم ...
- بله متاسفانه ، یعنی واروژاندر حقیقت یک یانی بود ، قبل از این که یانی و ونجلیز و اینا مُد بشن ، واروژان در حقیقت یک
آدم جهانی ، یعنی حیف شد تو ایران ، خیلی خوب کار می کرد ، خیلی عالی .
- به مهرداد آسمانی اشاره کردید ، شما ترانه ی «ستاره آی ستاره» را با تنظیم جدید و شعری تازه شنیدید ؟
- بله
- نظرتون چیه ؟
- خُب ، من ستاره آی ستاره را بیش تر دوست دارم ، البته این فقط نظر منه ، سوء تعبیر پیش نیاد ، من دارم نظر خودمو
میگم من این آهنگ را همان طور ملایم دوست دارم البته شاید که مردم ریتم تندش را بیش تر بپسندند .
- به نظر شما تُنده ؟
- بله
- خُب شاید که به دلیل تغییر کردن شعر باشه، چون شعر تازه ای که بر روی این آهنگ گذاشته شده در واقع از نوع ترانه
ی معترض هست و شعر قبلی کاملن عاشقانه بود ، شاید که به سبب عوض شدن مضمون شعر ، تنظیم هم به این
شکل تغییر پیدا کرده ...
- بله درسته ، مضمون شعر که عوض شده ، ستاره آی ستاره یک عاشقانه ی لطیف بود و من این آهنگ را به خاطر شعر
لطیف شهیار ساختم ، یعنی شعر اون قدر در روحیه ی من تاثیر گذاشت که بلافاصله وقتی شهیار شعر رو به من داد من
آهنگش را ساختم.
من اصلن تصورم از این آهنگ و احساسم از این آهنگ خیلی فرق می کنه ، به همین دلیله که می گم من اون آهنگ
ملایم را بیش تر دوست دارم و به همین دلیله که می گم این فقط نظر منه ، من یه اعتقاداتی دارم برای خودم و اونو به
دیگران تحمیل نمی کنم.
شاید که جوون ها فرم جدیدش را بیش تر دوست داشته باشند ، شاید که مردم بیش تر بپسندند ، شاید آن جوان هم
دلیلی برای این کارش داشته باشه که حتمن داره ، اما من همون ستاره آی ستاره را بیش تر دوست دارم.
- آقای اتابکی عزیز ، بی نهایت از شما سپاس گزارم که این فرصت را به من دادید که با شما عزیز گفت و گو داشته باشم
و ببخشید که خسته تون کردم.
- خواهش می کنم خانم ، خوش حال شدم.
- برای من افتخاره که این امکان دست داد که بتونم با آهنگ ساز «ستاره آی ستاره» گفت و گو داشته باشم...
از شما سپاس گزارم ، و برای همه ی تلاش هایی که این همه سال در بالنده گی موسیقی پاپ ایران داشتید
و برای تلاش های صادقانه تون برای خلق آثار ماندگار و این همه زیبایی که به زنده گی مردم بخشیدید از شما
سپاس گزارم.
- خواهش می کنم ، کار و تلاش شما بسیار ارزش منده و امیدوارم که موفق باشید.
- بی نهایت سپاس گزارم.
____________________________________________ تاریخ گفت و گو - چهارشنبه هفدهم خرداد ماه 1385 _______________________________________
| ||
|
copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved |