بیست و سوم تیرماه

 

زادروز هنرمند با ارزش " پرویز خان اتابکی" فرخنده باد

 

 

گفت و گوی اختصاصی سایت حرف با هنرمند صاحب نام

پرویز خان اتابکی

 

 

گفت و گو ، تنظیم متن و نگارش  : آنسه

 

 

 - درود بر شما آقای اتابکی عزیز و با سپاس بی کران برای همه ی آثار زیبایی که طی ی این همه سال  آفریدید و با تشکر

 از لطف و محبت تان برای فرصتی که به ما دادید.

  آقای اتابکی نازنین ، در ابتدا می خواستم گفت و گو را با این پرسش آغاز کنم که ما این طور  شنیدیم که اسم شما

 «پرویز اتابیکی» هست ، درسته ؟

 - بله درسته ، «اتا بیک» و «اتا بیوک» و «اتابای» ، اسامی تُرکی هستند و این اسامی برای کسانی بود که مسئولیت

 تربیت شاه زاده ها را بر عهده داشتند و «اتابکی» در واقع ، ایرانی شده ی «اتابیکی» است.

 

 - لطف می کنید تاریخ دقیق تولدتان را بفرمایید ؟

 - من متولد بیست و سوم تیر ماه سال 1315 ایرانی هستم.

 

 - در کدام شهر متولد شدید ؟

 - در تهران ، من بچه ی عوزلاجان تهران هستم که یکی از محله های قدیمی تهران است.

 

 - دوران تحصیلات ابتدایی را در کدام مدرسه گذراندید ؟

 - دوران ابتدایی را در دو مدرسه گذراندم ، جالبه که بگم کلاس اول ابتدایی ، منو به مدرسه ی دخترانه فرستادند

 نمی دونم چه اصراری داشتند که من در شش سالگی به مدرسه برم و چون مدارس پسرانه ، سن شش سال را برای

 کلاس اول قبول نمی کردند ، این بود که منو در یک مدرسه ی دخترانه به نام عفتیه که در محل ما بود ثبت نام کردند و منو

 با موهای بلند به اون مدرسه فرستادند

 من کلاس اول را در اون جا گذروندم و هر وقت هم که نماینده ی وزارت آموزش و پرورش که اون موقع فرهنگ می گفتند

 به مدرسه می آمد ، ما را که دو تا پسر بودیم می بردند یه جایی و حبس می کردند تا اون نماینده بره و ما را نبینه

 کلاس اول را من از اون جا شروع کردم.

 

 - پس کلاس اول را مخفیانه خوندید ؟

 - بله دیگه ، و بعد رفتم مدرسه ی یگانگی و تا کلاس چهارم را در این مدرسه درس خوندم ، کلاس پنجم که شروع شد

 اسم این مدرسه را عوض کردند و گذاشتند مدرسه ی دُرّی، که کلاس پنجم و ششم را در همین مدرسه با نام دُرّی گذروندم.

 

- و دوران دبیرستان چگونه گذشت ؟

 - دوران دبیرستان را اول رفتم دارالفنون، کلاس هفتم و هشتم را در دارالفنون گذراندم ، کلاس نهم را که خواستیم شروع

 کنیم یک قانونی گذراندند که تمام کلاس های ششم متوسطه در دارالفنون درس بخونند و بچه هایی که زیر کلاس ششم

 هستند در مدرسه های دیگه پخش شوند ، این بود که رو به روی دارالفنون ، یک کمی پایین تر به طرف بازار ، منزلی بود

 مال امام جمعه، منزلی قدیمی و نمور و خیلی عجیب و غریب ، اون جا یک مدرسه راه انداختند به نام امیر کبیر و تا کلاس

 پنجم دبیرستان را من در اون جا خوندم و بعد رفتم مدرسه ی علمیه و دیپلم ششم ادبی را گرفتم .

 

 - چه قدر مدرسه عوض کردید آقای اتابکی ؟

 - بله دیگه ، مجبور بودیم ... بعد هم که رفتم دانشکده ی حقوق ، تحصیلات دانشگاه را از دانشکده ی حقوق شروع کردم

 و بعد رفتم دانشکده ی ادبیات و در اون جا لیسانس تاریخ جغرافی گرفتم و هم چنین لیسانس باستان شناسی .

 

 - دو تا لیسانس گرفتید ؟

 - بله ، یکی لیسانس تاریخ جغرافی و یکی لیسانس باستان شناسی و بعد هم در رشته ی زبان شناسی باستانی فوق

 لیسانس گرفتم ، خلاصه تا سال 1347 یا 1348 مشغول درس خواندن بودیم و بعد برای دوره ی دکترا هم چندین واحد

 گذراندم و حتا تز دکترا را هم نوشته بودم و آماده بود ولی متاسفانه استاد راهنما دکتر صادق کیا  فوت شد ، که از اون

 پس دیگه من پیگیری نکردم و بعدش هم که دیگه انقلاب شد  و من در سازمان لغت نامه ی دهخدا  ، یک سری کارها در

 زمینه ی  لغت نامه را شروع کردم.

 

 - کار موسیقی را با تشویق کسی شروع کردید ؟ آیا افراد خانواده ی شما در کار موسیقی بودند ؟

 - بله ، مرحوم موسا خان معروفی - پدر جواد معروفی- ایشون دایی ی پدر من بودند و من در دوران کودکی ، موسیقی را

 از ایشان آموختم، اون زمان برای من یک سنتور کوچک گرفته بودند و من سنتور می زدم، مرحوم موسا خان معروفی

 ردیف ها را با تار و سه تار می زد و من با سنتور کار می کردم و به این شکل ، ردیف های موسیقی را یاد گرفتم.

 

 - پس علاقه به موسیقی از دوران کودکی در شما بود ؟

 - بله ، بله ، مرحوم پدرم و مرحوم مادرم هر دو بسیار خوب تار می زدند ، حتا پدرم در اولین کنسرتی که موسا خان

معروفی و قمرالملوک وزیری درگراند هتل داشتند ، پدر من در آن کنسرت نوازنده ی تار بود و همان موقع چون پدرش وزیر

 بود و خُب، اون زمان مثلن بد می دونستند که پسر وزیر تار بزنه ، این بود که پدرم برای این که شناخته نشه عینک دودی

 زده بود و اون پشت نشسته بود پدرم در این حد تار خوب می زد.

 

- و بعد هم چنان به کار موسیقی ادامه دادید ؟

 - بله ، بعد کارم را با جواد خان معروفی ادامه دادم ، یعنی جواد خان معروفی دو سه سالی به من پیانو تدریس می کرد

 ولی بعد یک کمی با هم مشکل پیدا کردیم و خیلی جالب بود ، برای این که کار های ابتدایی را که یک مقدار زدیم

 کارهای سبک از بتهوون یا شوپن می زدم ، آکوردهایی را که در اون کتاب ها نوشته بودند ، من اونا را نمی گرفتم ، از

 آکورد دیگه ای می گرفتم ، مثلن اگه یه جایی من از گام ماژور خوشم نمی اومد ، یه گام مینور آکورد می گرفتم  و

 آقای معروفی به من می گفت ، نه آقا  ، درست نیست  غلط می زنی ، من می گفتم که می دونم ولی اون جوری

 دوست ندارم اون خوب نیست و آقای معروفی می گفت که آقا ، این بتهوونه یا شوپنه ، چی چی رو خوب نیست ؟!

 می گفتم باشه ولی من دوست ندارم و این بود که جواد خان معروفی به من گفت که تو پیانیست خوبی نمی شی

 بهترین کار اینه که بری دنبال آهنگ سازی ، و اتفاقن پیشنهاد خیلی خوبی بود و این شد که من ناگهان به فکر افتادم

 که دنبال کار آهنگ سازی برم که شروع کردم و کم کم پیش رفتم.

 

 - دوره ی ای برای آهنگ سازی گذروندید ؟

 - نه اصلن ، حتا مثلن کلاس برم و کار کنم ، نه ، فقط یک دوره ی خیلی کوتاه ، کلاس آقای پورتراب رفتم برای به اصطلاح

 سولفژ و تئوری موسیقی که خیلی کوتاه مدت بود ، من اون موقع آکاردئون می زدم ، پیانو نداشتم و بعد همین طور ادامه

 دادم و رفتم تو رشته ی آهنگ سازی.

 

 - ازدواج کردید ؟

 - خیر

 

 - یعنی هیچ وقت ازدواج نکردید ؟

 - نه ، اصلن ازدواج نکردم.

 

 - بسیار خوب ،  یک پرسش کُلی در مورد استودیو طنین داشتم ، آقای اتابکی عزیز ،  شما بنیان گذار استودیو طنین بودید

 و کار این استودیو بسیار مهمه ، چون بیش تر ترانه های ماندگار و هم چنین ترانه ی نوین ایران در این استودیو به دنیا اومد

 و هم چنین  هنرمندان صاحب نام نیز  برای خلق آثار زیبای شان با این استودیو همکاری می کردند، می خواستم از تون

 خواهش کنم  در مورد

 نحوه ی شکل گیری استودیو طنین  توضیح بدید.

 - ما در سال 1343 برای راه اندازی استودیو طنین برنامه ریزی کردیم و این استودیو را در همان سال 1343 به راه انداختیم.

 

 - شما تنها نبودید ؟

 - نه ، در ابتدای کار پنج نفر بودیم ، من بودم ، پسر عمویم خسرو اتابکی ، تورج نگهبان و برادرشان زنده یاد ایرج نگهبان  و

 منوچهر جاوید که از کارمندان وزارت کشور بود.

 

 - شما استودیو طنین را با چه هدفی افتتاح کردید ؟

 - ما استودیو طنین را در ابتدا فقط به عنوان استودیویی برای صدابرداری راه انداختیم و در این استودیو تعداد زیادی کار ضبط

 آهنگ انجام دادیم.

 

 - محل استودیو طنین کجا بود ؟

 - نبش خیابان رامسر - ثریا ، در همین محلی که اکنون نامش استودیو صدا ست.

 

 - آقایان خسرو اتابکی ، زنده یاد ایرج نگهبان و منوچهر جاوید هم در کار موسیقی بودند ؟

 - نه ، آن ها در کار موسیقی نبودند.

 

 - فقط سرمایه گذاری کرده بودند ؟

 - نه سرمایه گذاری هم نکردند فقط همراه ما بودند و منوچهر جاوید مدیریت خوبی داشت.

 

 - پس در واقع کار موسیقی ی استودیو طنین با شما و آقای نگهبان بود ؟

 - بله ، کار آهنگ سازی با من بود و کار ترانه بیش تر با آقای نگهبان ، بعد در سال 1344 بابک افشار هم در استودیو طنین

 به ما پیوست و البته آن دوستانی هم که با ما در راه اندازی استودیو طنین شرکت داشتند سال 1345 شرکت را ترک

 کردند که من ماندم و تورج نگهبان و بابک افشار.

 

 - کار تنظیم ترانه ها را چه کسی انجام می داد ؟

 - اون زمان تنظیم آهنگ آن چنان مرسوم نبود ، یعنی سال های 1343 و 1344 ، بیش تر کارها یونیسون زده می شد یا

 احتمالن اگر هم تنظیمی می شد خود آهنگ ساز انجام می داد ، مثلن خود من آهنگی را که می ساختم برای سازهای

 مختلف تنظیم می کردم یا مثلن گاهی که ترانه ی دو صدایی داشتیم یا خواننده ها می خوندند یا حتا سه صدایی می-

 خوندند ، تنظیم با خود آهنگ ساز بود ولی به آن صورت ارنجمان جدی نبود ، ارنجمان جدی  از زمانی شروع شد که زنده یاد

 واروژان در استودیو طنین به ما پیوست و کارمون گسترده تر شد.

 

 - چه سالی بود ؟

 - فکر می کنم سال 1346 بود.

 

 - کارتان در چه زمینه ای گسترده تر شد ؟

 - در حقیقت ما از اولین کسانی بودیم که تبلیغات آهنگین را در ایران شروع کردیم ، یعنی قبل از ما تبلیغات در ایران بود

 ولی آهنگین نبود یا اگر هم بود در سطحی بسیار ابتدایی بود ، ولی ما کارهای بسیار خوبی را شروع کردیم و تحولی در

 کار تبلیغات ایجاد کردیم و بیش تر هم با آقای افشار و آقای نگهبان.

 

   - بعد از آقای افشار چه کسانی به استودیو طنین پیوستند ؟

 - بعد کم کم ایرج جنتی عطایی به ما پیوست که خیلی جوان بود و یادم هست که تازه هم ازدواج کرده بود و دانشجوی

 

 هنرهای دراماتیک بود و بعد شهیار قنبری نوجوان همراه ما در استودیو طنین شد .

 

 

 

 

 - شهیار قنبری چه سالی به استودیو طنین پیوست ؟

 

 - شهیار در سال 1348 به همراه پدرش آقای حمید قنبری به استودیو طنین آمد و در واقع آقای حمید قنبری ،   شهیار را به

 

 ما معرفی کرد.

 

 شهیار بسیار جوان بود شاید شانزده یا هفده ساله و ترانه ی ستاره آی ستاره را به من سپرد که در واقع اولین کار

 

 مشترک من و شهیار بود.

 

 

 

من شعر را که دیدم بسیار خوشم آمد ، ستاره آی ستاره  بسیار لطیف و زیبا بود و آن قدر در روحیه ی من تاثیر گذاشت که

 

 آهنگش را در مدت کمتر از یک ساعت ساختم ، کار این ترانه بسیار سریع انجام شد ، شاید ظرف یک ساعت نت کردیم 

 

رفتیم تمرین  و ضبط و فردای همان روز که پنج شنبه بود گوگوش آمد و ترانه را به زیبایی خواند و روز بعدش هم که جمعه

 

بود ، ترانه ی ستاره آ ی ستاره صبح جمعه از رادیو پخش شد.

 

 

 

 

 - فردای همان روز پخش شد ؟

 

 - بله ، اصلن کار عجیب و غریبی بود ، اولین کار مشترک من و شهیار بود ، اولین کار مشترک شهیار و گوگوش بود و

 

 اولین کار مشترک ک من و شهیار و گوگوش بود ، من قبل از این ترانه هم با گوگوش کار مشترک داشتم اما این اولین

 

 کار مشترک من و گوگوش و شهیار بود .

 

 

 

 

 - کار مشترک شما و خانم گوگوش قبل از " ستاره آی ستاره " کدام ترانه ها بود ؟

 

 - البته کار مشترکی که من با گوگوش قبل از ستاره آی ستاره  داشتم مربوط به رادیو تلویزیون نبود ، برای ترانه های فیلم

 

 کار مشترک داشتیم.

 

 

 

 

 - ببخشید آقای اتابکی ، کدوم فیلم بود ؟

 

 - فکر می کنم دو تا فیلم بود ، یکی فیلم هفت شهر عشق ، که ترانه های فیلم را گوگوش اجرا کرد ولی نمی دونم

 

 خودش هم در اون  فیلم بازی داشت یا نه ...

 

 

 

 

 -  نه ، خودشون در اون فیلم بازی نداشتند

 

 -  مطمئنید ؟

 

 

 

 

 - بله ، در اون فیلم خانم فروزان بازی داشتند و مارینا متز ...

 

 

 - بله درسته ، یکی هم فیلمی بود به نام  دروازه ی تقدیر که فکر می کنم گوگوش در این فیلم بازی کرده بود و ترانه ها

 

 هم با صدای خودش بود.

 

 

 

 - بله ، فیلم  ساخته ی آقای حمید مجتهدی بود سال 1346 ... آقای اتابکی عزیز ، بعد از شهیار قنبری ، چه کسی به

 

 طنین پیوست ؟

 

 - از همان سال ها اسفندیار منفردزاده هم آمد ، البته من و اسفندیار منفردزاده پیش از این که در طنین همکاری داشته

 

 باشیم دانشگاه تهران با هم همکاری می کردیم ...

 

 

 

 - دانشگاه تهران ؟

 

 - بله ، از سال 1337 و 1338 ، ما کار ارکستر دانشگاه را از دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران شروع کردیم و کم کم این

 

 ارکستر بزرگ شد و نوازنده های بیش تری در این ارکستر همکاری کردند.

 

 کارمان در این ارکستر از چهار و پنج نفر به صد نفر رسید و کارهای بسیار آبرومندی انجام دادیم و من از آن زمان با اسفند

 

 کار می کردم ، اسفند هم از همین سال های 1347 به استودیو طنین آمد یعنی در حقیقت در سال 1348 شش نفر در

 

 استودیو طنین  بودیم .

 

در زمینه ی ترانه سرایی تورج نگهبان ، ایرج جنتی عطایی و شهیار قنبری بودند و سه نفر در زمینه ی آهنگ سازی که من

 

 بودم و بابک افشار  و زنده یاد واروژان .

 

 البته اسفندیار منفردزاده هم بود اما بعدها بیش تر به سمت کار ساخت موزیک متن فیلم رفت که از بیگانه بیا  شروع کرد

 

 و بعد از آن «قیصر» ، «رضا موتوری» و فیلم های دیگه و از آن زمان به بعد تقریبن دیگه از ما جدا شد  و خیلی با ما نبود

 

 ولی اکیپ ما تا آخرین سال هایی که استودیو طنین روی پا بود با هم کار می کردیم.

 

 

 

 

 - آقای پرویز مقصدی در استودیو طنین کار نمی کردند ؟

 

 - آقای پرویز مقصدی از آهنگ سازانی بودند که بیش تر ضبط های شان را در استودیوی ما انجام می دادند اما در اکیپ ما

 

 نبودند و به نظر من پرویز مقصدی از بهترین ملودی سازان موسیقی پاپ ایران بود.

 

 

 

 

 - زمانی که سبک و مضمون ترانه ها تغییر کرد و ترانه ی نوین ایران متولد شد ، این ترانه ها نیز از کارهایی بود که در

 

 استودیو طنین انجام شد ؟

 

 - بله ، آن سبک ترانه ی نویی که شهیار قنبری آغاز کرد مثل قصه ی دو ماهی ، از کارهای استودیو طنین بود و بعد از آن

 

 قصه ی بره و گرگ و بعد به طور کلی آن سبک ترانه ی متفاوت با مضمون های اجتماعی-سیاسی و ترانه ی معترض ، با

 

 شهیار قنبری شروع شد و ایرج جنتی عطایی و زمانی که این دو ترانه سرا  به مضمون های سیاسی روی آوردند ، من

 

 دیگر با آن ها همکاری نکردم  ولی به دوستی مان ادامه دادیم.

 

 

 

 - چرا به همکاری تون ادامه ندادید ؟

 

 - راستش به خودشون هم همیشه می گفتم که من آهنگ ساز کارهای رمانتیک هستم و اصلن با سیاست بیگانه ام.

 

 

 

 - استودیو طنین تا چه سالی فعال بود ؟

 

 - ما تا سال 1354 در استودیو طنین کار ترانه و ضبط انجام می دادیم اما از سال 1354 به بعد ، استودیو طنین فقط محل

 

 تمرین کردن و دور هم جمع شدن بود و مکانی شد برای کارهای تبلیغاتی .

 

 

 

 - چرا ؟

 

 - چون از سال 1354 به بعد ، استودیو های بهتری در ایران به راه افتاد از جمله استودیو پاپ  و استودیو الکوردوبس که ما

 

 کارهامونو  برای ضبط به این استودیو ها می بردیم و اون جا ضبط می کردیم چون امکانات بهتری داشت.

 

 

 - پس استودیو طنین از سال 1354 فقط محل تمرین کردن و کارهای تبلیغاتی شد ؟

 

 

 - بله و هم چنین نوعی موسیقی مردمی که در آن زمان مرسوم بود و در اصطلاح به آن «کوچه بازاری»  می گفتند نیز در استودیو

 

 طنین ضبط می شد و مهندسی داشتیم به نام آقای گرجی که ایشان این قبیل کارها را ضبط می کرد.

 

 

 

 - به جز زنده یاد «واروژان» هنرمندان دیگری هم در استودیو طنین کار تنظیم انجام می دادند ؟

 

 - بیش تر تنظیم ها را زنده یاد واروژان انجام می داد ، ولی یک کار تنظیم هم با محمد اوشال داشتیم  و یکی هم با ناصر

 

  چشم آذر.

 

 

 

 - آقای اتابکی ، شما به جز ترانه های فیلم ، چند کار مشترک با خانم گوگوش داشتید ؟

 

 - چهارده ترانه به جز ترانه های فیلم.

 

 

 

 - لطف می کنید بگید کدوم ترانه ها بود ؟

 

 - ستاره آی ستاره ، دیگه نمی گم دوستت دارم ، سکه ی خورشید ، انگشتر هزار نگین ، جمجمک برگ خزون ، کاش من

 

 جای تو بودم ، بیزار ، بمان بمان ، کی می دونه چی پیش میاد ، گل پشت و رو نداره ، وقتی نیستی ، همخونه ، یه روزی

 

  پیدات می کنم ، تو را باور ندارم.

 

 

 

 - ترانه های فیلم کدام ها بود ؟

 

 -  راستش الان به درستی یادم نمی یاد.

 

 

 

 - از این چهارده ترانه ، کدوم یکی رو  خودتون بیش تر دوست دارید ؟

 

 - یکی ستاره آی ستاره را خیلی دوست دارم و یک عاشقانه ی زیبا هم با هم کار کردیم به نام همخونه  که خیلی دوست

 

 دارم.

 

 

 

 - و ترانه های مشترک تان با گوگوش و شهیار ؟

 

 - ستاره آی ستاره ، بمان بمان ، بیزار ، جمجمک برگ خزون ، دیگه نمی گم دوستت دارم ، کاش من جای تو بودم  ، تو را

 

 باور ندارم.

 

 

 

 

 - آیا ترانه ای با شهیار قنبری دارید که اجرای خانم گوگوش نباشه ؟

 

 - نه، همه ی ترانه های من و شهیار ، اجرای گوگوش بود.

 

 

 

 - به جز خانم گوگوش ، با کدام آوازخوان ها کار کردید ؟

 

 - تا اون جا که یادم می یاد خانم گیتی بود ، چند کار با نلی داشتم و چند نفر دیگه و یک آهنگ هم با خانم سوسن داشتم

 

  که مربوط  بود به فیلم  پنجره ساخته ی زنده یاد «جلال مقدم».

 

 

 

 - با کدام شاعران کار مشترک داشتید ؟

 

 - بیش تر با تورج نگهبان بود و شهیار قنبری ، ایرج جنتی عطایی ، عباس صفاری ، کامرانی ، محمد مالمیر  و بهمن میری

 

 

 

 -  نظرتان در مورد آهنگ سازان جوانی که الان فعالیت دارند چیست ؟ آیا کارشان از روی اصول و حرفه ای هست ؟

 

 - از روی اصول بله ، بیش تر آهنگ سازان جوان کارشون از روی اصول هست مثلن آهنگ ساز جوانی که الان با گوگوش

 

  کار می کنه...

 

 

 

 - مهرداد آسمانی ؟

 

 

 - بله ، که فعال هم هست ، بیش تر این آهنگ سازان جوان از لحاظ اصول موسیقی بسیار هم آدم های فرهیخته و با

 

  سوادی هستند ، این جا فقط مسئله ی ملودی سازیه ، می دونید که ملودی سازی با مدرسه رفتن و درس خوندن و

 

  استاد گرفتن نمی شه که آدم یاد بگیره ...

 

 

 

 - یعنی تو خون آدمه ؟

 

 - بله دقیقن تو خون آدمه ، یعنی هیچ کاریش نمی شه کرد ، یعنی این که یک آهنگ ساز ، مادرزاد آهنگ سازه.

 

 

 

 - ولی تحصیلات موسیقی تکمیلش می کنه ؟

 

 - بله تکمیلش می کنه ، به نظر من حتا کارهای ارنجمان هم همین طوره ، ما تنظیم کننده ای داشتیم که فقط کار تنظیم

 

 انجام می داد و حتا یک بار هم خودش آهنگ نساخت ولی کارهای تنظیم را بسیار زیبا انجام می داد 

 

 و باز هم هنرمندانی داشتیم که سواد آکادمیک را در اون حد نداشتند ، اما خودشون کار کرده بودند و بیش تر به شکل

 

 تجربی بر کار مسلط  شده بودند  مثلن ناصر چشم آذر که آن قدر اصولی ارنجمنت می کرد و در کارش بسیار توانا و با ذوق

 

 و سلیقه بود بسیار با ذوق ...

 

 

 

 - و  واروژان هم استعداد داشت و هم تحصیلات موسیقی ؟

 

 - بله ، واروژان هم استعداد داشت و هم درس خونده بود ، واروژان فارغ التحصیل کنسرواتوآر ایران بود ، بسیار کارش لطیف

 

 بود هم ملودی خوب می ساخت چون با احساس بود و هم چون با سواد بود کار تنظیمش هم عالی بود.

 

 

 

 - حیف که ما چنین بزرگی را خیلی زود از دست دادیم ...

 

 - بله متاسفانه ، یعنی واروژاندر حقیقت یک یانی بود ، قبل از این که یانی و ونجلیز و اینا مُد بشن ، واروژان در حقیقت یک

 

 آدم جهانی ، یعنی حیف شد تو ایران ، خیلی خوب کار می کرد ، خیلی عالی .

 

 

 

 -  به مهرداد آسمانی اشاره کردید ، شما ترانه ی «ستاره آی ستاره» را با تنظیم جدید و شعری تازه شنیدید ؟

 

 - بله

 

 

 

 - نظرتون چیه ؟

 

 - خُب ، من ستاره آی ستاره را بیش تر دوست دارم ، البته این فقط نظر منه ، سوء تعبیر پیش نیاد ، من دارم نظر خودمو

 

 میگم من این آهنگ را  همان طور ملایم دوست دارم البته شاید که مردم ریتم تندش را بیش تر بپسندند .

 

 

 

 - به نظر شما تُنده ؟

 

 - بله

 

 

 

 - خُب شاید که به دلیل تغییر کردن شعر باشه، چون شعر تازه ای که بر روی این آهنگ گذاشته شده در واقع از نوع ترانه

 

 ی معترض هست و شعر  قبلی کاملن عاشقانه بود ، شاید که به سبب عوض شدن مضمون شعر ، تنظیم هم  به این

 

 شکل تغییر پیدا کرده ...

 

 

 

 - بله درسته ، مضمون شعر که عوض شده ، ستاره آی ستاره یک عاشقانه ی لطیف بود و من این آهنگ را به خاطر شعر

 

 لطیف شهیار ساختم ، یعنی شعر اون قدر در روحیه ی من تاثیر گذاشت که بلافاصله وقتی شهیار شعر رو به من داد من

 

 آهنگش را ساختم.

 

 

 من اصلن تصورم از این آهنگ و احساسم از این آهنگ خیلی فرق می کنه ، به همین دلیله که می گم من اون آهنگ

 

 ملایم را بیش تر دوست دارم  و به همین دلیله که می گم این فقط نظر منه ، من یه اعتقاداتی دارم برای خودم و اونو به

 

 دیگران تحمیل نمی کنم.

 

 

 شاید که جوون ها فرم جدیدش را بیش تر دوست داشته باشند ، شاید که مردم بیش تر بپسندند ، شاید آن جوان هم

 

 دلیلی برای این کارش داشته باشه که حتمن داره ، اما من همون ستاره آی ستاره را بیش تر دوست دارم.

 

 

 - آقای اتابکی عزیز ، بی نهایت از شما سپاس گزارم که این فرصت را به من دادید که با شما عزیز گفت و گو داشته باشم

 

 و ببخشید که خسته تون کردم.

 

 

 - خواهش می کنم خانم ، خوش حال شدم.

 

 

 

 - برای من افتخاره که این امکان دست داد که بتونم با آهنگ ساز «ستاره آی ستاره» گفت و گو داشته باشم...

 

 از شما سپاس گزارم ، و برای همه ی تلاش هایی که این همه سال در بالنده گی موسیقی پاپ ایران داشتید

 

و برای تلاش های صادقانه تون برای خلق آثار ماندگار و این همه زیبایی که به زنده گی مردم بخشیدید از شما

 

 سپاس گزارم.

 

 

 - خواهش می کنم ، کار و تلاش شما بسیار ارزش منده و امیدوارم که موفق باشید.

 

 

 -  بی نهایت سپاس گزارم.

 

 

 

 

____________________________________________

تاریخ گفت و گو - چهارشنبه هفدهم خرداد ماه 1385

_______________________________________

 

 

 

 Home                                                   Honoring

 

 

 

 

copyright© 2006 harf1974.com All rights reserved